اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج8

0
اعتقادات

جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  هم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم  • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین  • مراد از نعمت، ولایت است  • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام  • وجوه مختلف بطلان رأی‌گیری در سقیفه  • امیرالمؤمنین لقب خاص علی‌بن‌ابی‌طالب است  • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود  • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام میزان سنجش نیکی‌ها و زشتی‌ها است  • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان می‌شوند

امام شناسی ج8

117
  • اى زُبَیر مانع من از جانشین نمودن ترا براى خودم نبود مگر آنكه تو در هنگام رضا زود نرم و ملایم مى‌شوى! و در وقت غضب بسیار سخت و ناهموار هستى! و درباره طَلْحَة، مانع من از جانشین نمودن او را براى خودم نبود مگر نخوت و تكبّر او؛ و اگر او إمارت مسلمین را در دست گیرد انگشترى خود را در انگشت زنش مى‌گذارد. و اى عثمان، مانع من از جانشین نمودن ترا براى خودم نبود مگر عصبیت تو و محبّت تو نسبت به أقوامَت و نسبت به أهْلَت! و اى على! مانع من از جانشین نمودن ترا براى خودم نبود مگر حریص نمودن تو براى امامت و امارت؛ و حقاً تو از همه اینها سزاوارتر و لایق ترى، كه در صورت حائز شدن امارت، امَّت إسلام را بر صراط مستقیم، و بر حقّ مُبین و آشكارا رهبرى نمائى، و بر این نهج قیام نمائى»!

  •  ما در اینجا در این سخنان عُمَر مى‌بینیم كه براى هر یك از این شش نفر غیر از علىّ بن أبى طالب، صفاتِ مذموم و ناپسندى را شمرده است، كه حقّاً شخص أمیر و رئیس باید از آنها مُبَّرى باشد؛ ولى نسبت به أمیرالمؤمنین علیه السّلام با اعتراف و إقرار او به أحقّیت و أولویت و أجدریت در هدایت مردم به راه راست و روشن، و به حقِّ آشكارا و غیر مختفى، در عین حال حریص بودن او را بر امامت مانع از این منصب مى‌داند. ولیكن آیا این صفتِ حِرْص بر إمارت، مذموم است همچنانكه او پنداشته است، و یا ممدوح است همچنانكه بیان خواهیم كرد؟ مطلبى است قابل تحقق و بررسى. و براى توضیح این حقیقت مى‌گوئیم: حِرْص برریاست و به‌طور كلّى ریاست طلبى بر دو گونه است:

  •  اوّل: ریاست را به عنوانِ موضوع قرار دادن، و تلاش و كوشش كردن براى رسیدن بدین مقامْ فقط از جنبه حكومت و ترأسُّ برمردم و آقائى و سیادت بر ضعفاء و بندگان خدا، بطورى كه انسان دوست داشته باشد أوامر و نواهى او جامه عمل بپوشد، و حرف و گفتار او به كرسى بنشیند، و یك عدّه عبد و مطیع انسان باشند، و در اطاعت و پیروى از او، انسان مسرور و شاد گردد، و از مناظره و مشاهده جمعى كثیر كه بدو گرویده‌اند در خود احساس غرور و افتخار كند و بدان مُتّكى گردد، و از دست دادن این ریاست را مایه ضعف و سُستى و كمبودى تلقّى كند.

  •  این نوع ریاست و طلب آن، ناشى از حسّ استكبار و شخصیت طلبى است كه موجب حجاب بین بنده و خدا، و باعث طلوع قوه فرعونیت و تغافل از مبدأ