اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج8

0
اعتقادات

جلد هشتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش سوم از موضوع غدیر: تفسیر آیۀ اکمال» و «مسئله غصب خلافت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  هم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ اکمال : الیوم اکملتُ لَکُم دِینَکم  • روایات اَعلام شیعه و بزرگانی از عامه درباره نزول آیۀ اکمال دین  • مراد از نعمت، ولایت است  • تهنیت عمر و ابوبکر و اقرار به ولایتِ علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام  • وجوه مختلف بطلان رأی‌گیری در سقیفه  • امیرالمؤمنین لقب خاص علی‌بن‌ابی‌طالب است  • امیرالمؤمنین همچون رسول خدا عاشق هدایت مردم بود  • لفظ روحانی و روحانیت در اسلام نیست و از اصطلاحات نصاریٰ است  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام میزان سنجش نیکی‌ها و زشتی‌ها است  • روایات وارده درباره اینکه مردم با ولایت امتحان می‌شوند

امام شناسی ج8

115
  • مى‌فرمود: هیچگاه امَّتى زمام امور خود را به مردى نسپرده است كه در میان آن امَّت از آن مَرْد، داناتر و فهیم‌تر و عالم‌تر وجود داشته باشد مگر آنكه امر آن امَّت رو به پستى و تباهى و خرابى گرائیده است، إلّا آنكه از ترك آن مرد عالم بازگردند و بدو بگروند.

  •  و این امَّت قبل از من، امور خود را به سه نفر سپردند كه هیچیك از آنها كسى نبود كه قرآن را جمع كرده باشد، و یا اینكه ادِّعا كند كه به كتاب خدا و یا سُنَّت پیامبر او عالم است. آنها مى‌دانستند كه عالم‌ترین امَّت به كتاب خدا و سُنَّت پیامبر او هستم، و داناترین و فقیه‌ترین ایشان، و بصیرترین آنها به قرائت قرآن، و عارف‌ترین آنها در قضاوت‌ها به حكم خدا هستم» ـ تا آخركلام.1

  •  بارى ما در هیچیك از آیات قرآن و یا خبرى از أخبار رسول اللَه و یا در سیره عقلائیه‌اى نیافتیم كه جوان بودن آنهم مرد سى ساله را بتوان مانع از حكومت شمرد و بدین جهت او را از خاندان نبوّت دور كرده و مهجور نمود. آنچه میزان پیشوائى‌

    1. در «مناقب» اين شهرآشوب ج ١ ص ٥٤٧ و ص ٥٤٨ آورده است که از ابن عبّاس روايت است که: على بن أبى‌طالب به رسول خدا عرض کرد: السّلام عليک يا رسول الله! حضرت رسول پاسخ او را دادند: و عليک السّلام يا أميرالمؤمنين و رحمه الله و برکاته! على عرض کرد: شما زنده هستيد و مرا أميرمؤمنان مى‌خوانيد! پيغمبر فرمود: آرى! اين نام گذارى را جبرئيل از جانب خداوند در حالى که من زنده‌ام گذارده است. اى على تو ديروز برمن در حالى که مشغول سخن با جبرائيل بودم عبور کردى و سلام نکردى! جبرائيل گفت: چرا أميرالمؤمنين بر ما سلام نکرد؟ سوگند به خدا اگر سلام کند شاد مى‌شويم و جواب سلامش را به او ردّ مى‌کنيم. و اصحاب ما اماميه جايز نمى‌دانند که لفظ أميرالمؤمنين را به هيچيک از ائمّه بگويند. و مردى به حضرت صادق علیه السّلام گفت: يا أمير المؤمنين! حضرت گفتند: ساکت شو! هيچ کس به اين لقب راضى نيست مگر اينکه به بلاء أبو جهل مبتلا مى‌شود. انتهى در «تاريخ طبرى» طبع دار المعارف مصر درج ٤ ص ٢٠٨ آورده است که أبو جعفر گفته است: اولين کسى را که مردم أميرالمؤمنين خواندند عمر بن خطّاب بود. و اين تسميه همين طور جارى بود و خلفا تا امروز آن را استعمال مى‌کردند. حديث کرد از براى من أحمد بن عبد الصّمد انصارى از أمّ عمرو: دختر حسّان کوفى از پدرش که او گفت: چون عمر ولايت امور مردم را در دست گرفت به او گفتند: يا خليفه خليفه رسول الله! عمر گفت: اين جمله طول مى‌کشد چون هر خليفه که بيايد به دنبال ديگرى بگويند: يا خليفه خليفه خليفه رسول الله! وليکن شما مؤمنين هستيد و من امير شما هستم. و از اينجا به او أميرالمؤمنين گفتند.