
گلشن اسرار ج۱
شرحی بر الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة
جلد اول از مجموعۀ وزین «گلشن اسرار» حاصل درسهای خارج فلسفۀ حضرت استاد آیتاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه بر محوریت کتاب «اسفار» ملاصدرا رضواناللَهعلیه میباشد. ایشان با بیانی شیوا و روان به تحریر و تقریر مباحث پرداخته و آراء وانظار فلاسفه حتی شخص ملاصدرا رضواناللَهعلیهم اجمعین را بر اساس آموزههای بهجای مانده از اولیایالهی به مهمیز نقد و تحلیل میکشاند. و در ضمن به طرح مباحث عرفانی و حکایات و مشاهدات عرفایباللَه و ظرائف تربیتی و سلوکی میپردازند که طرح مباحث حکمی به این شیوه در نوع خود بینظیر بوده و میتواند راهگشا و راهنمای طریق اهل معرفت به سوی کعبۀ مقصود و حریم معبود باشد. جلد اول پیرامون «مقدمات حکمت، و احوال نفس وجود» میباشد که در 29 مجلس تدوین یافته است. برخی از مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • عدم اختلاف بین فلسفه و عرفان • نقد عرفا بر فلاسفه در نحوۀ ادارک حقیقت • کمال حقیقی انسان در تجرّد از مادیّات و اتّصال به معقولات • افضلیّت علم حکمت • علت احتیاج علوم عقلی به عبادات قلبی و بدنی • معرفت به توحید و مقام ولایت بهعنوان غایت مباحث فلسفی و عرفانی • لزوم بررسی صحّتِ شهودهای ناقص با براهین عقلی • تبیین جایگاه مقام هوهویت در قبال سایر مراتب • تبیین اجمالی مراتب فنایفیاللَه • اولین تعیّن ذات حق و کیفیت ربط حادث به قدیم • تبیین اجمالی رابطۀ مجرد و مادی • تبین رابطۀ اسفار شهودی و اسفار عقلی • ابحاث دقیق فلسفی در «تعریف وجود»، «وجود لابشرط مقسمی»، «کیفیت حمل وجود بر ماهیات»، «اشتراک معنوی وجود» و «تشکیک وجود»
گلشن اسرار ج۱
138فاصلۀ پانصد متر تا یک کیلومتر بعد از ایشان میآمدند.
یک روز سر یک پیچ رسیدیم و همینکه خواستیم بپیچیم، یکدفعه ایستادیم و ایشان گفتند: «فلانی، ببینمت!»
ایشان نگاهی به من کردند و من دیدم اصلاً طور دیگری شدم و حالم حال عجیبی شد! سپس از مسائل توحیدی از من پرسیدند و من شروع کردم به گفتن اینکه مسئلۀ توحید اینطور است و آنطور است و....
سپس یکدفعه ایشان فرمودند: «چه میگویی جوان؟! ملاّصدرا در این مسئله اینطوری میگوید!»
من گفتم: ایشان اشتباه میکند و مسئله اینطور نیست!
فرمودند: «ملاّصدرا میگوید!»
گفتم: هر کسی میخواهد باشد، اشتباه میکند!
آقای انصاری هم هیچ چیزی نگفتند و رفتند. من هم یکدفعه متوجه شدم و حالم برگشت.
ایشان فرمودند: «یک مقدار بیشتر راجع به آن قضیه شرح بده!»
گفتم: چه قضیهای؟ کدام قضیه؟
ایشان فرمود: «همین مطلبی که الآن صحبت میکردی!»
گفتم: نمیدانم و چیزی یادم نمیآید!
ظاهراً صحبت در کیفیت نزول توحید در عالم تعینات و حقیقت علّیت و نحوۀ آن بود. البته دقیقاً در خاطرم نیست، چون این مطلب را خیلی وقت پیش برای من نقل کرده بود؛ ولی اینطور که ایشان میگفت و من الآن تطبیق میکنم، خیال میکنم اینطور بود.
لزوم بررسی صحت شهودهای ناقص و غیرتام با براهین عقلی
البته چون این شهودهای ملاّصدرا حقایقی است که بهصورت تام و کامل برای انسان نمیآید، لذا انسان میتواند اینها را با آنچه عقلش بهدست آورده است تطبیق بدهد؛ یعنی همانطوریکه روش صدرالمتألهین بر توجیه است، انسان هم میتواند این مطالب را با توجیهات عقلی و منطقی تأیید کند یا تطبیق بدهد؛ مثلاً در مسئلۀ تشکیک در وجود صدرالمتألهین میتوانیم بگوییم: هر تعیّنی در وجود که نحوهای از
