اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

فقاهت در تشیع

نگرشی در مبانی اجتهاد و شرایط افتاء

63٬913
فقه واصول

کتاب بی‌بدیلِ «فقاهت در تشیع» خاتمه‌ای است که حضرت آیت‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه، بر کتاب «اجتهاد و تقلید» والِد مکرّمشان نگاشته‌اند که بنابر اهمیّت موضوع به صورت مستقل با مقدمه‌ای مبسوط به رشتۀ تحریر درآمده است. این اثر، نگرشی اصولی و مبنایی در «مبانی اجتهاد و شرایط افتاء» و بیان «حقیقت زعامت و مرجعیت» و «شاخصه‌های اجتهاد و استنباط» نزد اهل معرفت می‌باشد، که با نگاهی عمیق و موشکافانه پرده از حقیقتِ این مسئولیت خطیر از جوانب مختلف، برداشته و ساحت علم و فضیلت را به ادراک زوایای مخفیّ این موضوع فراخوانده است. اهم مطالب مندرج در این اثر: • نقد روش متدوال حوزه علمیه در طرح مباحث فقهی • تأثیر فتوای مجتهد در سعادت روحی افراد • اختلاف دیدگاه فقهای اهل ظاهر با فقهای اهل معرفت و شهود • نگرش حکیمانه علامه طباطبائی در باب انتخاب مرجع تقلید • عدم کفایت بیان احکام ظاهری به‌تنهایی در حلّ مشکلات امروزی • اجتهاد واقعی یعنی وصول به حُکم‌اللَه واقعی • لزوم وجود طهارت سرّ در فقیه،‌ و دشواری تشخیص آن • نمونه‌هایی از رجوع اعاظم فقها به اولیای الهی • تفاوت مرجعیّت در زمان اهل‌بیت علیهم‌السلام و زمان حاضر • خصوصیات عالم‌باللَه و عارف بأمر‌اللَه • لزوم توجه مجتهد به حضور امام زمان در هنگام فتوا دادن • لزوم اشرافِ مجتهد به مبانی فلسفی و عرفان نظری • فلسفۀ تشریع احکام، حرکت به سوی عالم قُدس • برخی نواقص موجود در رساله‌های عملی کنونی • وجوب اطلاع مجتهد از «مسائل زمان خود»، «عملکرد دُوَل خارجی»، «نظرات دیگر فقها» و «موضوعات تخصصی» • شاخصه‌های بیست‌ویک‌گانۀ اجتهاد و استنباط • شاخصه‌های هشتگانۀ مرجعیّت و زعامت

سرای جاوید

فقاهت در تشیع

46
  • تفاوت بیان احکام با تصدّی مقام فتوا و مرجعیّت عامّه در روایات

  •  بنابراین، ائمّه علیهم السّلام برای مسئلۀ کسب معرفت و اکتساب معارف و اخذ علوم آل محمّد علیهم السّلام دو مرتبه را تعیین کرده‌اند:

  •  در مرتبۀ اوّل، رجوع به افراد صالح و متّقی و اهل ولاء و وارد به مسائل حلال و حرام؛ که در این مرتبه می‌فرمایند: «افراد به اینها مراجعه کنند و معالم دین خود را از اینها بیاموزند.» و این افراد مانند یونس بن عبدالرّحمن، زرارة، أبی‌بصیر و غیره می‌باشند.

  •  ولی در مرتبۀ دیگر، رجوع افراد به‌عنوان تقلید و اینکه مطیع محض و منقاد تام در برابر مجتهد باشند و هرچه گفت، در بسته و سر بسته به گوش جان بپذیرند، و امر او را امر خدا و نهی او را نهی الهی قلمداد کنند، و سعادت دارَین را در گرو اطاعت محض از او بدانند. طبیعی است که چنین فردی دیگر نمی‌تواند فردی مانند یونس و غیره باشد، و باید برای وجدان و وصول به او ماه‌ها بلکه سال‌ها را به تحقیق و تفحّص پرداخت و همه را در محک و بوتۀ آزمایش قرار داد و از زوایای گوناگون، اخلاق و رفتار آنان را بررسی کرد و در شرایط سهل و صعب آنها را بیازمود. اینجا دیگر قضیّۀ شکّ بین سه و چهار نیست؛ اینجا قضیّۀ مرگ و حیات است، شقاوت و سعادت است، جهنّم و جنّت است، از دست دادن استعدادها و وصول به فعلیّت‌ها است؛ قضیّه، قضیّۀ نقص و کمال است، مسئله دیگر شوخی و مزاح نیست!

  •  این رتبه، رتبۀ تصدّی اصدار فتوا است، نه صرف سؤال از یک مسئلۀ شرعی؛ لذا امام صادق علیه السّلام به عنوان بصری دستور می‌دهند:

  • و اهرُبْ مِنَ‌ الفُتیا هَرَبَکَ مِنَ الأسد؛1 «هم‌چنان‌که از شیر درّنده می‌گریزی، از تصدّی مقام فتوا بگریز!»

  •  

    1. مشکاة الأنوار، ص ٣٢٨.
/ 22