اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

فقاهت در تشیع

نگرشی در مبانی اجتهاد و شرایط افتاء

63٬913
فقه واصول

کتاب بی‌بدیلِ «فقاهت در تشیع» خاتمه‌ای است که حضرت آیت‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه، بر کتاب «اجتهاد و تقلید» والِد مکرّمشان نگاشته‌اند که بنابر اهمیّت موضوع به صورت مستقل با مقدمه‌ای مبسوط به رشتۀ تحریر درآمده است. این اثر، نگرشی اصولی و مبنایی در «مبانی اجتهاد و شرایط افتاء» و بیان «حقیقت زعامت و مرجعیت» و «شاخصه‌های اجتهاد و استنباط» نزد اهل معرفت می‌باشد، که با نگاهی عمیق و موشکافانه پرده از حقیقتِ این مسئولیت خطیر از جوانب مختلف، برداشته و ساحت علم و فضیلت را به ادراک زوایای مخفیّ این موضوع فراخوانده است. اهم مطالب مندرج در این اثر: • نقد روش متدوال حوزه علمیه در طرح مباحث فقهی • تأثیر فتوای مجتهد در سعادت روحی افراد • اختلاف دیدگاه فقهای اهل ظاهر با فقهای اهل معرفت و شهود • نگرش حکیمانه علامه طباطبائی در باب انتخاب مرجع تقلید • عدم کفایت بیان احکام ظاهری به‌تنهایی در حلّ مشکلات امروزی • اجتهاد واقعی یعنی وصول به حُکم‌اللَه واقعی • لزوم وجود طهارت سرّ در فقیه،‌ و دشواری تشخیص آن • نمونه‌هایی از رجوع اعاظم فقها به اولیای الهی • تفاوت مرجعیّت در زمان اهل‌بیت علیهم‌السلام و زمان حاضر • خصوصیات عالم‌باللَه و عارف بأمر‌اللَه • لزوم توجه مجتهد به حضور امام زمان در هنگام فتوا دادن • لزوم اشرافِ مجتهد به مبانی فلسفی و عرفان نظری • فلسفۀ تشریع احکام، حرکت به سوی عالم قُدس • برخی نواقص موجود در رساله‌های عملی کنونی • وجوب اطلاع مجتهد از «مسائل زمان خود»، «عملکرد دُوَل خارجی»، «نظرات دیگر فقها» و «موضوعات تخصصی» • شاخصه‌های بیست‌ویک‌گانۀ اجتهاد و استنباط • شاخصه‌های هشتگانۀ مرجعیّت و زعامت

سرای جاوید

فقاهت در تشیع

157
  • ...1

  •  

    1. [ادامه تعلیقه صفحه قبل] ایشان دیگر اسم کسی را نبردند. گفتم: آیا این افراد را برنامۀ حوزه تربیت کرده است یا خودشان انگیزه داشته‌اند؟
      فرمود: خودشان برنامه داشته‌اند.
      گفتم: کار خوبی کرده‌اند؟
      فرمود: بله.
      گفتم: پس چرا شما آن را تعقیب نمی‌کنید؟!
      فرمود: نمی‌شود!
      گفتم:‌ شما آقای طباطبائی را می‌شناسید؟
      فرمود: بله، از رفقاست.
      گفتم: ایشان در قم همین روش را دارند؛ ایشان افرادی را که پاسخگوی نیاز زمان باشند تربیت می‌کند، به‌جای متخصّص شدن در فقه و اصول.
      گفت: ایشان تک است و خود را تضحیه کرده است!
      گفتم: پس ما از نجف مأیوس باشیم؟!
      فرمود: نه، من به سهم خود حاضرم هرچه را شما بگویید انجام دهم، ولی مانعی وجود دارد و آن متقدّسین هستند؛ یک‌وقتی ما خواستیم یکی از همین افرادی را که اهل تحقیق و نوشتن مقاله دربارۀ مسائل روز بود (منظور ایشان آقای محمّدتقی جعفری بود) کمک کنیم و مورد تشویق قرار بدهیم، مورد اعتراض برخی از متقدّسین واقع شدیم، به‌طوری‌که گفتند: سهم امام را در ترویج غیر فقه و اصول به‌کار می‌برد!“*
      این داستان را برای حقیر (علاّمه طهرانی)، صدیق گرامی مرحوم شیخ مرتضی مطهّری بعد از بازگشت آیة الله حاج سیّد رضی شیرازی از عتبات، و پس از دیدن او برای اوّلین بار نقل کرد. و در این پاسخ ضعیفِ آیة الله خویی پیداست که می‌خواهد بفرماید: افکار و آرا و ادارۀ امور ما در دست عوام‌النّاس است! و فی ذلکَ خَطَرٌ عظیمٌ بَل أعظمُ المَخاطِر! زیرا صراحت دارد بر آنکه آن مردی که از خود گذشته است، علاّمه بوده است نه من! و در این‌صورت چگونه متصوّر است مرجعِ حکم و فتوا و امر و نهی قرار گیرد کسی که خود مبتلای به نفس می‌باشد، و از خود استقلال فکری در عمل ندارد و تابع مردم ضعیف‌الدّرایه و سخیف‌الفهم می‌باشد؟! و النّتیجة‌ُ تابعة‌ٌ لأخَسِّ المقدّمتین؛ فَافهَم و لا تغفَل!
      و ثانیاً: این داستان و ما شابهه به ما می‌رساند که مراجع باید عارف و حکیم، و بالله و بأمر الله عالِم باشند و از خطرات نفس أمّاره عبور کرده باشند، و الاّ خود و جمیع تابعین را سوق می‌دهند به [ادامه در صفحه بعد]
/ 12