
نوروز در جاهلیت و اسلام
تحقیقی پیرامون نوروز و آداب آن در قبل و بعد از اسلام
کتاب نفیسِ «نوروز در جاهلیت و اسلام» اثر بیبدیل حضرت آیتاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه میباشد. در این اثر با ادله متقن علمی، دینی و عقلائی، و همچنین شواهد تاریخی و اسناد و مدراک معتبر و پاسخهای مستدل به شبهات مربوطه، به ثبوت میرسد که این آیین باستانی نه تنها ریشۀ الهی و دینی ندارد بلکه از اساس، با مبانی توحیدی و فطری اسلام ناسازگار است. مهمترین مباحث مندرج در این اثر: • تحلیلی شیوا از احیای سنتهای قومی • عید از منظر اقوام مختلف، و تفاوت سنّت اسلامی با دیگر سُنَن • مطابقت با فطرت، دلیل تأیید برخی سنّتهای اجتماعی توسّط دین • هویت نوروز و ریشۀ سنّتهای آن • بیتوجهی به محتوای پوچ نوروز، علت شیوع آن در بین مسلمانان • متغیّر بودن نوروز در دوران باستان • مجعولبودن استناد خلقت زمین و آسمان و حضرت آدم به نوروز • عدم وجودِ غرض عقلائی و فطری در مسأله نوروز • اشکالات وارده بر شرعیبودن نوروز همچون: • نقدِ «احادیث وارد در تأیید نوروز» • نقدِ آراء و انظار برخی فقهاء در این موضوع؛ از جمله صاحب جواهر • ذکر «احادیثِ مبطِلِ عید نوروز» شاهدی بر مدّعا • نقد و بررسی شواهد و مؤیدات دیگر در تأیید نوروز، همچون: • نقدِ «تایید نوروز بر اساس قاعدۀ تسامح در ادلۀ سنن» • نقدِ «تأیید نوروز بر اساس مطلوبیت صلۀ رحم» • نقدِ «تأیید نوروز بر اساس مصادفبودن آن با آغاز بهار» • نقدِ «تأیید نوروز بر اساس ملیبودنِ این آیین» • ضرورت توجه مسلمانان به اعیادی همچون «فطر و قربان» بلکه بزرگترین عید جهان یعنی «عید غدیر»
نوروز در جاهلیت و اسلام
242گرفتن یکی راه فرزانگان *** نرفتن به آیین دیوانگان سر از راه واژونه بر تافتم *** که کم شد ز من عمر و غم یافتم کنون گر مرا روز چندی بقاست *** دگر نسپرم جز همه راه راست نگویم دگر داستان ملوک *** دلم سیر شد ز آستان ملوک نگویم سخنهای بیهوده هیچ *** به بیهوده گفتن نگیرم بسیج که آن داستانها دروغ است پاک *** دو صد زان نیرزد به یک مشت خاک ز پیغمبران گفت باید سخُن *** که جز راستیشان نبد بیخ و بن طرح مبانی ناسیونالیستی و پیریزی فرهنگ پان ایرانیسم توسّط فردوسی
ملاحظه میشود که فردوسی از تمام دروغپردازیها و بزرگنماییها و گزافهگوییها که برای تجدید و ابقای فرهنگ ایرانیان و لغات فارسی دری انجام داده است، نادم و پشیمان گشته و در صدد جبران آن همه تعب و رنج، دست در دامان کتاب وحی یازیده به شرح و تبیین داستان پیامبران و اولیای الهی روی آورده است.
متأسّفانه فردوسی با طرح مبانی ناسیونالیستی و پیریزی فرهنگ پان ایرانیسم و مقابله با فرهنگ اسلام، تا آنجا پیش رفت که ورود نهضت عالمگیر و انسانساز و نورانی اسلام را در فتح ممالک ایران به دست سپاه اسلام، به زشتی یاد میکند و آن حمیّت جاهلی و تعلّق به سرزمین ایران و اتّکاء بر گذشتۀ نیاکان نامیمون خویش را در مشوّه گردانیدن چهرۀ اسلام و ناموجّه جلوه دادن پذیرش آیین جدید، ظاهر میسازد؛ چنانچه در فتح قادسیّه از زبان رستم فرّخزاد چنین میگوید:
ز شیر شتر خوردن و سوسمار *** عرب را به جایی رسیدست کار که تاج کیان را کند آرزو *** تفو باد بر چرخ گردون تفو و اینک میبینیم عدّهای از خدا بیخبر و لامذهب در حالیکه کمر به محو و بوار اسلام بستهاند، با تمسّک به همین اشعار در مقام مقابله با ملّت و آیین اسلام برآمدهاند و از سایر اشعار فردوسی که ذکر شد تغافل میورزند.
مبارزۀ اکید و شدید رژیم طاغوت با زبان عربی
دفاع از وطنیّت و رجوع به فرهنگ قهقرایی توسّط برخی از کوتهنظران دوآتشه
مسألۀ عربیزدایی و جایگزینی واژههای فارسی بهجای عربی از زمان رژیم
