ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
99که حتی طرح مسائل شرعی برای مردم را نیز مشکل مینماید.
استاد: «اجتهاد» یک مسئله، و «افتاء» یک مسئلۀ دیگری است. مطلبی که میفرمایید، نسبت به یک مجتهدی که خود را در معرض افتاء قرار میدهد، صحیح است و بلاشکولاشبهه چنین فردی باید مصداق روایت مصباحالشریعه باشد.
اما یکوقت مجتهد خود را در مقام افتاء قرار نمیدهد، بلکه طبق ادله، استنباط و جزم حاصل مینماید و ملاکاتی برای آن جزمِ خود از آیات و روایات بهدست میآورد؛ در این صورت چون عقل حجیّت دارد، این یقین برای خود او حجت است. ولی اگر بخواهد این حکم را برای دیگران بیان کند و مسئولِ دین و رَقَبۀ دیگران شود، آن مرتبۀ بالاتر از این را میطلبد.
تلمیذ: اگر استنباط و بیان احکام برای دیگران جایز نباشد، چرا در سیرۀ معصومین میبینیم که امام باقر علیهالسّلام به ابانبنتغلب میفرماید: «اجلِس فی مسجدِ المدینةِ و أفتِ النّاسَ فإنّی أُحِبُّ أن یُرَی فی شیعَتی مثلُک»؟1 این مقام افتاء است نه مقام اجتهادِ صرف.
استاد: اینها افرادی بودند که با امام حشر و نشر داشتند؛ و شاید ابان قابلیت برای این مقام را داشته است.
تلمیذ: مسلّماً اینها اسفار اربعه را طی نکرده بودند؛ آیا این اجازه مبتنی بر تحصیلاتی بوده است؟
استاد: خیر، شاید امام علیهالسّلام نظر خاصی به این افراد داشتهاند یا اینکه مطالب را خود به آنها القاء میکردهاند. بهعبارتدیگر ممکن است اینها کامل نباشند، ولی امام علیهالسّلام از باب ناچاری به ابان این مطلب را میفرماید و خودش نیز
- مستدرکالوسائل، ج ١٧، ص ٣١٥. ترجمه:
«در مسجد بنشین و برای مردم فتوا بده؛ چراکه من دوست دارم افرادی همانند تو در میان شیعیانم مشاهده شوند.» (محقق)
- مستدرکالوسائل، ج ١٧، ص ٣١٥. ترجمه:
