ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
96تلمیذ: این مطلب با قرینۀ روایاتِ دیگر روشن میشود؛ از خود این روایت چطور ما میتوانیم این اجمال را بهدست آوریم؟
استاد: یکوقت یک فردی آمده خدمت امام علیهالسّلام نشسته و نسبت به اقسام مرتد سؤال کرده و حضرت حکم مرتد فطری را بیان کردهاند و فقط حکم مرتد ملی مانده است. بعد «جمیل» بهعنوان راوی از حضرت سؤال میکند که: «آقا حکم مرتد ملی چیست؟» اما یکوقت «جمیل» آمده و مرتجلاً، ابتداءً و اولاًبلااول در مورد اصل ارتداد و نه اقسام آن سؤال کرده است.
صحبت در این است که از مجلس روایتِ «جمیل» فیلمبرداری نشده است تا ما بدانیم که او در آن هنگام چه وضعیتی داشته و آیا قبلش کسی از امام علیهالسّلام سؤالی پرسیده است یا خیر. ما وسائلالشیعه را باز میکنیم، «بابُ أنّ المرتدَّ عن ملّةٍ یُستَتابُ» و روایتِ «جمیل» را میخوانیم که حضرت میفرماید: «یُستَتاب فإن تاب، و إلّا قُتل».
حال عدهای از فقهاء متوجه این مطلب نشدهاند و خیال کردهاند که «رجل» در عبارتِ «رجل رجَع عن الإسلام» مطلق است و این روایت با روایاتی که با عبارتِ «لایُستَتاب» دلالت بر عدم استتابه میکند منافات دارد، اما حکمش با روایاتی که بر حکم مرتد ملی دلالت میکند، همخوانی دارد؛ لذا این مطلق را به مرتد ملی تخصیص زدهاند.
پاسخ به کلام فقهاء در تقیید روایت جمیل به مرتد ملی
فقهاء میگویند: در این باب روایات دیگری وجود دارد که موضوع ملی و فطری را مشخص کردهاند. «رجل» به قرینۀ «یُستَتاب فإن تابَ و إلّا قُتل» به مرتد ملی مربوط میشود، نه فطری؛ زیرا حکم در اینجا قرینه برای تقیید موضوع است. بهعبارتدیگر ذیل روایت جمیل موضوع را به قرینۀ روایات دیگر، به «نصرانیٌّ أسلَمَ» مقید میکند و ذیل روایت، مخصِّص یا مقیِّد صدر آن است.
