ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
80عدم کفایت تفحص وسائلالشیعه در استنباط، از منظر مرحوم آخوند
روزی مرحوم آخوند بر فراز منبر خطاب به علماء گفتند:
بدانید که الآن فقط مطالعه و تفحص کتاب وسائلالشیعه برای استنباط احکام شرع کافی نیست؛ بلکه حتماً مستدرک را هم باید مدّنظر قرار دهید.1
ضرورت تفحص منابع عامه در استنباط، از دیدگاه مرحوم آیةاللَه بروجردی
نظر مرحوم آیةاللَه بروجردی ـ رضواناللَهعلیه ـ مطلب مهمتری است؛ از ایشان نقل شده است که:
وسائل و مستدرک و کتب فقهی و حدیثیِ شیعه برای استنباط کافی نیست، مجتهد باید فقهِ اهلتسنّن را نیز ببیند.2
نکتۀ قابل تأمل آنکه صددرصدِ فقه اهلتسنّن باطل نیست؛ بلکه مسائل بسیاری وجود دارد که بهدست شیعه نرسیده ولی سنّت پیغمبر بوده است و لذا انسان باید روایات و فقهِ آن زمان را بداند.
تلمیذ: مرحوم آیةاللَه بروجردی مراجعه به ادلۀ اهلتسنّن را از این باب لازم میدانستند که چون در آن زمان احکامی بهعلل مختلفی مثل تقیه از ما فوت شده و در منابع آنها وجود دارد، لذا آنها بهعنوانِ قرینه بر روایات ما قابل استفاده است.
- مطلع انوار، ج ١، ص ١٤٩؛ الذریعة، آقا بزرگ طهرانی، ج ٢، ص ١١٠.
- مجموعه آثار شهید مطهری، ج ١٩، ص ٥٧٦:
«کسانی که در مکتب مرحوم آیةاللَه بروجردی پرورش یافتهاند، میدانند که مراجعه به کتب اهلسنت برای فهم و درک و تأیید مثبت یا منفی احادیث ما فوقالعاده مفید بلکه لازم است. ایشان میفرمودند:
از وقتی که عدهای پیدا شدند و فقه و حدیث ما را ـ که در جوّی پیدا شده که فقه و حدیث آنها بههرحال وجود داشته ـ جدا کردند، فقه را منحرف کردند.
بهعلاوه در باب حجیّت خبر واحد، آنچه مناط است وثوق است نه مذهب. روایت سنّی لااقل مؤیّد میتواند باشد. بهعلاوه سیرۀ اصحاب در فقه و تفسیر همیشه بر همین بوده است. کتب شیخ و علامه پر است از نقل اقوال فقهیِ اهلسنت. تفسیر مجمعالبیان بیشتر نقل اقوال آنها و احادیث آنهاست و کمتر حدیث شیعه است. تفسیر المیزان در همهجا روایات اهلسنت را ذکر میکند.»
همچنین رجوع شود به مجله حوزه، شمارۀ ۴۳ و ۴۴ فروردین و اردیبهشت ۱۳۷۰ ص ٢٤٩ (مبانی و سبک استنباط آیةاللَه بروجردی، مصاحبه با آیةاللَه منتظری).
