ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
70و ممکن است مجتهد دیگری نیز بگوید: طبق لسان روایات، نفس دخول رجل به مرأه موجب عدّه نیست و طلاق مدخولبها عدّه ندارد؛ زیرا ازآنجاکه انعقاد نطفه موجب خلط میاه است، عدّه ضرورت پیدا میکند. بهعبارتدیگر عدّه برای این تشریع شده که انسان در وقت عدّه بفهمد آیا این مرأه حامل است یا غیرحامل، و دیگر شبهۀ اختلاط میاه پیش نیاید.1 بنابراین، اگر شخصی از مدخولبهایی (که بهجهتِ وسائل و اجهزهای که امروزه وجود دارد، علم به عدم انعقاد نطفه در رحمِ او داشت) خواستگاری کرد، دیگر نگهداشتنِ عدّه لازم نیست. و همینطور است حکم زنی که اصلاً رحم ندارد و انعقاد برایش ممتنع است.
مسئلۀ ارتداد در این صور جای بحث دارد و نمیتوان گفت که چنین مجتهدی «اِرتدّ عن دینه.» زیرا گرچه اصل مسئلۀ عدّه یک حکم ضروری از ضروریات اسلام و مسلّمات عندالفریقین بوده، شیعه و عامه همه آن را قبول دارند، ولی منشأ این امر مسلّم عبارت از یک اشتهار فتوایی مبتنی بر ملاک است. حال اگر این فتوا براساس ملاک دیگری تغییر پیدا کرد، این امر مسلّم از بین میرود و این تسلیم خودش را از دست میدهد. این نکته، مسئلۀ بسیار مهمی است.
اگر فرضاً شخصی بگوید: «قصاص در اسلام نیست، و این حکم غیرصحیح است» صرف این انکار موجب ارتداد نمیشود. چهبسا ممکن است فردی که این مسئله را انکار میکند، در تحتِ شرایط و فرهنگ و ثقافهای قرار گرفته است که این حکم را واقعاً خلاف میبیند.
- «زیاد» پدران زیادی داشت، اینکه میگویند بیپدر بود اشتباه است؛ ده ـ دوازده پدر داشت؛ «فحیطانُ دارِ أبیه قِصارُ!»*
* خزائن، ص ٥١٠:
فلا تَعذلوه علی فعلِه *** فحیطانُ دارِ أبیه قِصارُ
«او را بهخاطر کارش (بغض و کینۀ امیرالمؤمنین علیه السّلام) سرزنش نکنید؛ چراکه دیوارهای خانۀ پدرش کوتاه هستند!» (محقق)
- «زیاد» پدران زیادی داشت، اینکه میگویند بیپدر بود اشتباه است؛ ده ـ دوازده پدر داشت؛ «فحیطانُ دارِ أبیه قِصارُ!»*
