ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
69توحیدی، اثبات رسالت و امامت میکنیم. اما یکوقت شخص واقعاً دربارۀ توحید یا رسالت بحثی ندارد، دربارۀ احکام بحث دارد؛ در اینجا باید گفت: اعتقاد به یک شیء اعتقاد به لوازم شیء را بهتبع دارد و نفی احکام، نفی رسالت است. اگر اضائه از لوازمِ لاینفک و بیّنِ شمس باشد، امکان ندارد که انسان به وجود شمس اعتقاد داشته باشد، ولی به اضائۀ آن معتقد نباشد.
عدم ثبوت ارتداد در صورت اظهار شبهه در فروعات احکام
باری، آیۀ مبارکه میفرماید: ﴿مَن يَرۡتَدَّ مِنكُمۡ عَن دِينِهِ﴾؛ «کسی که از دین برگردد و آن را کنار بگذارد»؛ و کنارگذاشتنِ دین یعنی کفر به اللَه و کافرشدن به خداوند متعال. این «انکار» و «جحد» به دین و احکام آن، نکتۀ بسیار مهمی است که در روایات نیز بدان اشاره شده است. بناءًعلیٰهذا ابتدائاً و اولاًبلااول اگر شخصی برحسبِ عدم مطالعه، عدم تفحّص، جهل و عدم اطلاع مِنبابمثال بگوید: «در حج، رمی جمار وجود ندارد؛ شرب دخان موجب بطلان صوم نمیشود»، انکار و نفی یک فرعی از فروعات و حکمی از احکام نموده است ولی این انکار دین تلقی نمیشود. مگر خود مجتهدین در این مسائل با یکدیگر اختلاف ندارند؟! فردی شرب توتون را موجب بطلان صوم میداند و دیگری نمیداند؛ حال آیا باید گفت یکی از این دو مجتهد مرتد است؟!
حتی انکار بعضی از مسائل ضروری دین که عرف آن را مانند حرمت زنا از مسلّمات نداند، موجب ارتداد نیست. مِنبابمثال شخصی ممکن است در خصوص نکاح و کیفیت آن اشکال کند و فتوایی داشته باشد که آیا در نکاح مجدد، عدّه مختص است به صورت علم به انعقاد نطفه، یا اینکه عدّه از لوازم طلاق ولو در صورت علم به عدم انعقاد است؟
ممکن است مجتهدی بگوید: زن مدخولٌبها بعد از طلاق باید عدّه نگه دارد؛ زیرا حکم عدّه، روی یک مسئلۀ روحانی و غیرظاهری که عبارت باشد از تماس و دخول رجل با مرأه بهنحو حلّیت (نه بهنحو حرمت که عدّه ندارد) رفته است. بنابراین، تماس (دخول) رجل با مرأه بهنحو حلّیت فیحدّ نفسه موجب عدّه است.
