ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
246در آن شهر میپردازد و بعد میبیند با هرکسی که برخورد میکند، افراد نامناسبی هستند و خمس را در مسائل خلاف صرف میکنند، بهنحوی که یک موردِ صحیح هم پیدا نمیشود؛ لذا کمکم برای او نسبت به مسئلۀ خمس تبدل فکر پیدا شده است.
بنابراین، در این صورت که بهواسطۀ جریانات و شرایطی غیرارادی ذهن فرد تبدل پیدا کرده و علم غیبی هم نداشته تا به افراد صالح مراجعه کند، نمیتوان این شخص را مقصر دانست و به ارتدادش حکم نمود؛ زیرا این مسئله یک استضعاف فکری است.
آیۀ پنجم: ﴿وَقَالُواْ لَو کُنَّا نَسمَعُ أَو نَعقلُ مَا کُنَّا فی أَصحَٰب ٱلسَّعیر﴾
آیۀ پنجم در سورۀ مبارکۀ ملک است که بحث از آن را به آینده موکول میکنیم. خدای متعال میفرماید:
﴿وَقَالُواْ لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾.1
«جهنّمیها به خازنان جهنم میگویند: اگر ما خود به مقامی رسیده بودیم که مستقلاً درک میکردیم و احتیاج به هیچگونه مربی نداشتیم و یا پیروی از شخصی مینمودیم که او به مقام عقل و ادراک حقایق و اسرار رسیده و مستقلاً مورد افاضات حضرت سبحان قرار گرفته بود، امروز از مردم جهنم نبودیم.»
آیۀ ششم: آیۀ قاعدۀ احسان
آیۀ ششم آیهای است که در «قواعد فقهیه» مورد بحث قرار میگیرد و معروف به «قاعدۀ احسان» است. در سورۀ مبارکۀ توبه میفرماید:
﴿لَّيۡسَ عَلَى ٱلضُّعَفَآءِ وَلَا عَلَى ٱلۡمَرۡضَىٰ وَلَا عَلَى ٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ مَا يُنفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُواْ لِلَّهِ وَرَسُولِهِۦ مَا عَلَى ٱلۡمُحۡسِنِينَ مِن سَبِيلٖ وَٱللَهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾؛2 ﴿إِنَّمَا
- سوره ملک (٦٧) آیه ١٠.
- سوره توبه (٩) آیه ٩١. امامشناسی، ج ١٠، ص ٢٣٦:
«بر ضعیفان و مریضان و کسانی که تمکن از انفاق و مخارجِ عائلۀ خود را ندارند، درصورتیکه مودت و محبت خود را منحصراً برای خدا و رسول او قرار دهند، باکی نیست در عدم حرکت و باقیماندن در مدینه؛ زیراکه برای نیکوکاران هیچگونه راه مؤاخذه و زحمت و حرجی نیست، و خداوند آمرزنده و مهربان است.»
