اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ارتداد در اسلام

تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن

1٬410
فقه واصول

کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشته‌جات و دروس خارج فقه آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس‌سرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام را با دیدگاه‌های افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان می‌دهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده‌ است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.

سرای جاوید

ارتداد در اسلام

243
  • مسائل توحیدیه، تجسیم و امثال‌ذلک شک کرده‌اند.1 بنابراین، نمی‌توان به‌صرفِ شک، حکم به ارتداد نمود.2

  • براساس آنچه گذشت تمام این موارد مصداقِ ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَهُ نَفۡسًا إِلَّا مَآ ءَاتَىٰهَا﴾ خواهند بود؛ به‌جهتِ آنکه شک یک پدیده، حادثه و نظرۀ غیراختیاریِ عارض بر ذهن است که یا آن نظره و تخیل می‌آید و عبور می‌کند، یا می‌آید و ثابت می‌ماند، و درهرصورت مکلف هیچ‌گونه اختیاری نسبت به ورود آن ندارد. حال با توجه به نقش اساسیِ شرایط و جوانب در پیدایش این شکوک، نمی‌توان چنین مکلفی را مصداق موضوع ارتداد دانست.

  • استحالۀ عقلی حکم ارتداد در شکوکِ مستند به مقدمات غیراختیاری

  • أضِف‌إلی‌ذلک که سلسلۀ ورود خاطرات و افکار عارضه که سبب حالات و نظرات مختلفۀ انسان می‌شود، منتهی به یک سلسلةالعلل است. بنابراین، می‌توان گفت در موردی که «عناد» در آن مطرح نیست، حکم به ارتداد عقلاً ـ نه شرعاً ـ مستحیل است؛ زیرا عقلاً حکم به ارتدادِ شخصی که صرفاً به‌دلیل مقدماتی ـ که بسیاری از آنها در اختیار او نبوده ـ نظر خلافی داده، باطل است.

    1. امام‌شناسی، ج ١٧، ص ٤٥٥:
      «حنابله قائل به جسمانیتِ خدا هستند.»
      امام‌شناسی، ج ١٧، ص ٥٤٥:
      «اشاعره قائل به جسمانیت خدا در رؤیتِ اویند.»
      امام‌شناسی، ج ١٧، ص ٥٦٨:
      «امامیّه و موافقانشان از معتزله بر آن ‌اند که: از خدای تعالی فعل قبیح سر نمی‌زند.
      ... اشاعره همگی بر آن‌اند که خداوند فاعل جمیع قبایح است.»
    2. اللَه‌شناسی، ج ٣، ص ٢٢٣:
      «این مطلب از سابق‌الأیام برای بندۀ حقیر مشکل آمده بود که چرا برخی از فقیهان ما دربارۀ مُجَسِّمه و مُعَطِّله و مُنَزِّهه و مُجَبِّره و مُفَوِّضه حکم به تکفیر نمی‌کنند و گفتار آنان را با قبول اصل توحید، موجب کفر و نجاستشان نمی‌شمرند، ولیکن راجع‌به قائلین به وحدت وجود فوراً چماق تکفیر را بر سر می‌کوبند، و در تسرّعِ این امر از هیچ دریغ ندارند؟!»
/ 600