ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
243مسائل توحیدیه، تجسیم و امثالذلک شک کردهاند.1 بنابراین، نمیتوان بهصرفِ شک، حکم به ارتداد نمود.2
براساس آنچه گذشت تمام این موارد مصداقِ ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَهُ نَفۡسًا إِلَّا مَآ ءَاتَىٰهَا﴾ خواهند بود؛ بهجهتِ آنکه شک یک پدیده، حادثه و نظرۀ غیراختیاریِ عارض بر ذهن است که یا آن نظره و تخیل میآید و عبور میکند، یا میآید و ثابت میماند، و درهرصورت مکلف هیچگونه اختیاری نسبت به ورود آن ندارد. حال با توجه به نقش اساسیِ شرایط و جوانب در پیدایش این شکوک، نمیتوان چنین مکلفی را مصداق موضوع ارتداد دانست.
استحالۀ عقلی حکم ارتداد در شکوکِ مستند به مقدمات غیراختیاری
أضِفإلیذلک که سلسلۀ ورود خاطرات و افکار عارضه که سبب حالات و نظرات مختلفۀ انسان میشود، منتهی به یک سلسلةالعلل است. بنابراین، میتوان گفت در موردی که «عناد» در آن مطرح نیست، حکم به ارتداد عقلاً ـ نه شرعاً ـ مستحیل است؛ زیرا عقلاً حکم به ارتدادِ شخصی که صرفاً بهدلیل مقدماتی ـ که بسیاری از آنها در اختیار او نبوده ـ نظر خلافی داده، باطل است.
- امامشناسی، ج ١٧، ص ٤٥٥:
«حنابله قائل به جسمانیتِ خدا هستند.»
امامشناسی، ج ١٧، ص ٥٤٥:
«اشاعره قائل به جسمانیت خدا در رؤیتِ اویند.»
امامشناسی، ج ١٧، ص ٥٦٨:
«امامیّه و موافقانشان از معتزله بر آن اند که: از خدای تعالی فعل قبیح سر نمیزند.
... اشاعره همگی بر آناند که خداوند فاعل جمیع قبایح است.» - اللَهشناسی، ج ٣، ص ٢٢٣:
«این مطلب از سابقالأیام برای بندۀ حقیر مشکل آمده بود که چرا برخی از فقیهان ما دربارۀ مُجَسِّمه و مُعَطِّله و مُنَزِّهه و مُجَبِّره و مُفَوِّضه حکم به تکفیر نمیکنند و گفتار آنان را با قبول اصل توحید، موجب کفر و نجاستشان نمیشمرند، ولیکن راجعبه قائلین به وحدت وجود فوراً چماق تکفیر را بر سر میکوبند، و در تسرّعِ این امر از هیچ دریغ ندارند؟!»
- امامشناسی، ج ١٧، ص ٤٥٥:
