ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
2401
شش آیۀ داله بر موضوعیتِ «عقل» و «علم» و «قدرت» در ترتّب تکلیف
در این باب آیاتی از قرآن کریم وجود دارد که تکلیف را براساس عقل، علم و قدرت قرار داده، و لذا دال بر عدم تحقق ارتداد افراد مهجوری است که حتی ضروریای از ضروریات دین را بدون عناد انکار کرده باشند.
آیۀ اول: ﴿لَا یُکَلِّفُ ٱللهُ نَفسًا إِلَّا وُسعَهَا﴾
آیۀ اول شریفۀ ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا﴾2 است.
«وسع» در این آیه برای مسئلۀ تعلق تکلیف فقط بهمعنای قدرت ظاهری نیست، بلکه معنای عام و شاملی بالنسبة به قدرت ظاهری و مدرکات عقلی دارد. بنابراین طبق
- ← عظیمالشّأن نمودند، و خداوند رحیم آن دعاها و درخواستها را برآورد. چنانکه در تفسیر علیبنابراهیمقمی و در تفسیر عیّاشی وارد است که: چون در شب معراج رسولاللَه به آسمانها عروج نمودند، در ضمن مطالبی که بین ایشان و مقام عظمت حضرت پروردگار جلّوعزّ ردوبدل شد، یکی همین درخواستهایی بود که خداوند به دل پیغمبر الهام فرمود که از خدا بخواهد و پیغمبر نیز خواست، و خدا آن خواهشها را مستجاب نمود، پس از آنکه خداوند تکلیف را مشروط به مقدار وُسع تقدیر فرموده بود.
پیغمبر چنین درخواست نمود که: ”ای پروردگار ما، ما را مورد مؤاخذه خود قرار مده، اگر ما در امری از امور نسیان کردیم و فراموش نمودیم یا آنکه خطا و اشتباه کردیم!“
پروردگار خطاب فرمود: ”من تو را مورد مؤاخذه قرار نمیدهم.“
پیغمبر درخواست نمود که: ”ای پروردگار ما، کارهای سخت و مشکل را بر عهدۀ ما قرار نده، از آن کارهای سخت و مشکلی که بر امتهای پیامبرهای گذشته قرار دادی!“
پروردگار خطاب فرمود: ”کارهای سخت را بر عهدۀ تو قرار نمیدهم.“
پیغمبر درخواست نمود که: ”ای پروردگار ما، بر ما تحمیل مکن کارهایی را که ما طاقت حمل آن را نداریم، و از ما درگذر، و بیامرز ما را، و رحمت خود را بر ما بفرست، تو یگانه سیّد و صاحب اختیار و مولای ما هستی، و پس از این ما را بر گروه کافران پیروز گردان!“
پروردگار خطاب فرمود: ”من این تقاضاهای تو را برآوردم و این خواستهها را به تو و به امت تو دادم.“
و سپس حضرت صادق علیه السّلام که راوی این حدیث هستند، فرمودند: ”هیچ میهمانی گرامیتر از رسول خدا بر خداوند تعالی وارد نشده است که چنین خصلتهایی را از خدا طلب کند و خدا قبول فرماید.“» - سوره بقره (٢) آیه ٢٨٦. رسالهبدیعه، ص ٣١:
«خداوند جز به قدر ظرفیت و استطاعت افراد، تکلیف نمینماید.»
- ← عظیمالشّأن نمودند، و خداوند رحیم آن دعاها و درخواستها را برآورد. چنانکه در تفسیر علیبنابراهیمقمی و در تفسیر عیّاشی وارد است که: چون در شب معراج رسولاللَه به آسمانها عروج نمودند، در ضمن مطالبی که بین ایشان و مقام عظمت حضرت پروردگار جلّوعزّ ردوبدل شد، یکی همین درخواستهایی بود که خداوند به دل پیغمبر الهام فرمود که از خدا بخواهد و پیغمبر نیز خواست، و خدا آن خواهشها را مستجاب نمود، پس از آنکه خداوند تکلیف را مشروط به مقدار وُسع تقدیر فرموده بود.
