ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
237مردان اختصاص داده است؟ امکان ندارد که حکمی با این حدّت و شدّتِ اعدام به مردان اختصاص داشته، اما بدون هیچ دلیلی برای زنان وجود نداشته باشد. لذا نمیتوان این قضیّه را صرفاً یک مسئلۀ تعبّدی دانست؛ زیرا اینجا محلّ تعبد نیست.
دلالت بسیاری از روایات بر ضعف عقول نساء
در روایتی امیرالمؤمنین علیهالسّلام نسبت به زنان میفرمایند:
مَعاشِرَ النّاسِ! إنّ النساءَ نواقصُ الإیمانِ، نواقصُ الحُظوظِ، نواقصُ العُقولِ.1
و نیز نسبت به عایشه آمده است:
أمّا فلانةُ، فَأدرَکها رَأیُ النساءِ، و ضِغنٌ غَلا فی صَدرِها کمِرجَلِ القَین.2
همچنین در کلمات پیغمبر3 و وصیت امیرالمؤمنین در حاضرین4 به این خصوصیت زنان اشاره شده است.
ضعف قوای دماغی و جسمانی، غلبۀ احساسات، فشار و ثقل و صعوبت کار در منزل، حمل و وضع، طَمْث5 و ایّام ضعف آن، و هر جهت و دلیل دیگری که شما آن را مرتبط با تخفیف این حکم بدانید، ما آن را حساب نکرده و میگوییم: برفرض هم که تمام این مسائل دخیل و مؤثر باشند، اما بالأخره غلبۀ این امور موجب میشود عقلِ شخص نتواند موارد را از موقعیت حقیقی و مصالح و مفاسد خود جدا کند و تمییز دهد.
مِنبابمثال اگر شخصی بر سر برادرِ فردی که با او دعوا داشته بزند و بگوید:
- نهج البلاغة (عبده)، ج ١، ص ١٢٩. حیاتجاوید، ص ١٨٥:
«ای گروه مردمان، بدانید که ایمانِ زنان و نصیب آنان، و عقل و درایت ایشان نسبت به طایفۀ مردان، در رتبۀ پایینتری قرار دارد.» - نهج البلاغة (عبده)، ج ٢، ص ٤٧. حیاتجاوید، ص ١٨٤:
«و اما عایشه، رأی و توهمات زنانگی، او را برانگیخت تا به چنین خیانتی دست یازد. و نیز بهواسطۀ کینۀ دیرینهای که از من، در نفس او مانند دیگ گداخته در کورۀ آهنگران، دائماً در جوش و غلیان بود، به این واقعه اقدام نمود.» - منلایحضره الفقیه، ج ٤، ص ٣٦٤؛ الکافی، ج ٥، ص ٥٣٥.
- نهج البلاغة (عبده) ج ٣، ص ٦٣؛ حیاتجاوید، ص ١٧٩.
- لغتنامۀدهخدا: «حائضشدنِ زن.»
- نهج البلاغة (عبده)، ج ١، ص ١٢٩. حیاتجاوید، ص ١٨٥:
