اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ارتداد در اسلام

تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن

1٬410
فقه واصول

کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشته‌جات و دروس خارج فقه آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس‌سرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام را با دیدگاه‌های افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان می‌دهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده‌ است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.

سرای جاوید

ارتداد در اسلام

235
  • تلمیذ: آیا می‌توان استنباط نموده، به‌عنوان یک قاعده گفت: «هر شخصی ـ اعم از زن و مرد ـ که احساسات او بر عقلش غلبه پیدا کند و آنگاه مرتد شود، حکم او افناء و اعدام نخواهد بود»؟

  • استاد: بله؛ مطلب همین است که کم‌کم به آن خواهیم رسید.

  • بحث راجع‌به عقل، علم، توان و تکلیف بسیار طولانی و دامنه‌دار و محور و عمدۀ کلام در باب ارتداد است. اگر بتوان در ارتداد از عهدۀ این مسئله بر آمد، دیگر تمام اشکالات امروز تحت عنوانِ «عدم آزادی و حریت اندیشه و فکر در اسلام» حل خواهد شد.

  • و البتّه با این مبنای ما که: «صرفِ فعل امام علیه‌السّلام نمی‌تواند مبیّنِ نظر او باشد مگر در صورت احراز مبانی»،1 براین‌اساس باید در بسیاری از روایات مورد

    1. مطلع‌انوار، ج ٤، ص ٢٨٢:
      «فعل امام علی‌الاطلاق حجّت نیست، بلکه در صورتی است که وجه آن معلوم شود.»
      سایت مکتب‌وحی، دروس، اصول، المفاهیم ـ تعریف المفهوم، جلسه ١ (منقّح):
      «ملاکی که در تمام افعال و اقوال و اشارات متکلم وجود دارد، عبارت است از: معنا و مفهومی که در ذات او مَنویّ است؛ منتها نحوۀ بیان آن مفهوم، صور مختلفی به خود گرفته و مصادیق گوناگونی دارد.
      بنابراین، اگر در باب مفهوم یک عبارت بحث می‌شود که آیا بر یک مفهوم و معنای مخالف یا موافق به‌نحو ترقّی و اولویت دلالت دارد یا خیر، لاجرم باید بحث به مفهوم و معنای فعل کشانده شود که آیا فعل نیز می‌تواند ما را به مدلول التزامی هدایت نماید؟ و این مطلبی است که تابه‌حال پیرامون آن بحث نشده ‌است. به‌عبارت‌دیگر صحبت در این است که فعل امام علیه السّلام در چه صورت حجت است، و آیا هر فعلی ـ ولو بدون قرینه ـ ملاک برای عمل و انقیاد و متابعت است؟
      بدیهی است که فعل امام علیه السّلام همچون قول و تقریر او ملاک عمل و حکم است، و در این صورت مضایقه از ادخال فعل در بحث مفاهیم بدون وجه می‌نماید؛ لذا باید مفهوم را اعم از معنای التزامی مترتب بر منطوق جمله و معنای التزامی مترتب بر فعل در نظر گرفت.
      به‌عبارت‌دیگر بین فعل و قول هیچ تفاوتی الاّ در نحوۀ ظهور و مصداق وجود ندارد. یک‌وقت فرد عملی را به اعضاء و جوارح، و یک‌وقت همان عمل را با زبان خود به‌نحو حکایت و اِخبار و انشاء انجام می‌دهد. مِن‌باب‌مثال یک‌وقت شما می‌گویید ”اِشتَرَیتُ“ و ”قَبِلتُ“ و جنسی را می‌خرید، و یک‌وقت با عمل خود به‌نحو ”معاطاة“ این خرید را انجام می‌دهید که ملاک در هریک از این دو صورت واحد است و تفاوتی وجود ندارد.»
/ 1