ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
233میشود.1 عرض شد که در شریفۀ ﴿قُل لِّلۡمُؤۡمِنِينَ يَغُضُّواْ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِمۡ﴾2 خطاب متعلق به شخص اعمیٰ نیست؛ زیرا موضوعِ عبارتِ «غضُّ البصر واجبٌ» نسبت به او محقق نیست، و بصر ـ از باب عدم و ملکه ـ در این مورد وجود نداشته است. بنابراین، خطابِ غضّ بصر در ظرفی است که در آن بصر وجود داشته باشد، اگر بصر نباشد خطابی هم نیست.
حال اگر خطاب میتواند به موضوعی تعلق بگیرد که شرط برای تحققِ خطاب در آن منتفی است، باید گفت که خطاب به مجنون نیز تعلق میگیرد! خطاب به کشیمن و وزن فرد تعلق نمیگیرد، بلکه باید کسی مخاطب باشد که بتواند خطاب را تلقی کند. اگر مولا به کسی که مجنون است و نمیتواند خطاب را تلقی کند، هزار مرتبه بگوید: «لا تَزنِ، صَلِّ و صُمْ» غیرمعقول است و معنایی ندارد. بنابراین، القای خطاب به فرد مجنون، از یک مولای عرفی لغو است، چه رسد به مولایی حکیم؛ و لذا فعلیت عقل، شرط اساسی تکلیف است.
یک شخص صبی که نمیتواند موقعیت خود را در برابر مولای حکیم احراز نماید، و مسئلۀ ثواب و عقاب و مصالح و مفاسد مترتّبۀ بر «اتیان اوامر» و «کفّ نفس از نواهی» را اصلاً نمیفهمد، چگونه مولایی حکیم میتواند امر و نهی را به او القا کند؟!
دختربچۀ دهسالهای که هنوز دنبال عروسک میرود و تمام پولی را که از پدر میگیرد، بیسکویت و پفک میخرد و هرچه از مضرات کبدی و غیرۀ آن بگویند، فقط حساب شیرینی و مزه را میکند، اصلاً مصالح و مفاسد خویش را نمیتواند ادراک کند. حال اگر پدر همین دختر به او پولی بدهد، مردم این پدر را مذمت میکنند و میگویند: «چرا فلان مبلغ زائد بر ضرورت را در اختیار بچهای که هنوز مصالح و
- سایت مکتبوحی، دروس، فقه، حج ـ واجب مطلق و مشروط، جلسه ٣٣، ص ٦، و جلسه ٣٤.
- سوره نور (٢٤) آیه ٣٠. افقوحی، ص ٤٨١:
«به مؤمنان بگو که چشمان خود را بر نامحرم نیندازند.»
