ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
224مِنتلقاءِنفسِه صرفاً با تشخیص خود و بدون مُؤمِّن و منجِّز حکم دهد.
وجوب مشورت حاکم مسلمین در صدور احکام
تلمیذ: آیا یکی از شرایط رسیدن فقیه به ولایت، وجوبِ مشورت است؟
استاد: بله؛ حاکم مسلمین بدون مشورت حق ندارد حکمی دهد. اینطور نیست که بعضی میگویند: «چون فردی حاکم شد، میتواند هر حکمی بدهد.» حاکم باید با اهل صلاح و خبره مشورت کند و رأی آنان را در نظرِ بگیرد. وقتی همۀ اهل حلوعقد نظر دادند و به آن حکمِ جامع و اصوب و آخر رسیدند، آنوقت تازه حاکم باید حکم آنان را به انجام رساند.
حاکم نمیتواند به حکم خود عمل کند و او فقط حکمِ امضاءکننده، جمعکنندۀ افراد و بهدست گیرندۀ امور را دارد. لذا اگر فرضاً نودونه نفر از صد نفر اهل حلوعقد گفتند: «نباید فلان کار انجام شود» حاکم حق ندارد بگوید: «باید انجام شود.»
تلمیذ: آیا قائل به شورا هستید؟
استاد: بله؛ حاکم باید واحد باشد ولی تمام احکام او باید شورایی باشند.
تلمیذ: آیا لزوم احکام شورایی بهجهتِ عدم کمال حاکم است؟
استاد: بله؛ لذا اگر حاکمی مانند سید بحرالعلوم ـ رضوان اللَه علیه ـ باشد، مسئله متفاوت است.
تلمیذ: سابقاً فرموده بودید: «قول حضرت سلمان کاشف از قول معصوم است.» آیا مطلب کنونیِ حضرتعالی مسئلۀ جدیدی است و منظور خاصی داشتید یا پیرو همان مطلب سابق است؟
استاد: بله؛ البتّه محل این بحث اینجا نیست و بنده میخواهم این بحث را بعداً بهصورت کلاسیک ارائه کنم. این مطلب حرف جناب محییالدّین در فتوحات است که بعضی ایشان را فحش میدهند.1
- الفتوحات المکیة، ج ٤، ص ٢٧.
