اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ارتداد در اسلام

تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن

1٬410
فقه واصول

کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشته‌جات و دروس خارج فقه آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس‌سرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام را با دیدگاه‌های افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان می‌دهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده‌ است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.

سرای جاوید

ارتداد در اسلام

218
  • مِن‌باب‌مثال امروزه راجع‌به «اهداء دم» این مسئله مطرح است که می‌گویند:

  • «اهداء دم» در زمان سابق نبوده، و شاید به حرمت آن نیز حکم می‌شده است؛ ولی در زمان ما نه‌تنها حکم به حرمت آن نمی‌شود، بلکه در بعضی از شرایط که حیات یک فرد منوط به اهداء است و انسان هم می‌تواند خون خود را با بعضی از موادّ خون‌ساز به‌سرعت جبران و جایگزین کند، ممکن است حکم به وجوب آن شود.1

  • در پاسخ می‌گوییم: اگر جَرح و «اخراج دَم» در حدّ منفعت و همان حدّ حجامت و امثال‌ذلک باشد، این اخراج در خود زمان ائمه مستحب بوده و اتفاقاً روایات آن بسیار زیاد و مؤکد است.2

  • راجع‌به حجامت از پیغمبر و امام صادق علیهما السّلام روایاتی وارد شده است.3 از امام رضا علیه السّلام آمده که فصل حجامت در ربیع است.4 خود ائمه علیهم‌السّلام نیز حجامت می‌کرده‌اند5 و حجامت در طبّ قدیم نیز بسیار مورد استفاده قرار می‌گرفته است. بنابراین، مشخص است که بر اخراج دم برای حجامت یک منفعت محلّله‌ای بار شده است که اگر همین اخراج دم برای غیرحجامت و موجب ضعف و مرضی باشد، طبیعتاً حرام است.

  • اشتباه آن است که اینها فکر می‌کنند زمان و مکان، حکم را عوض کرده است؛ درصورتی‌که زمان و مکان، تنها مصادیقِ حکم را تغییر داده‌اند نه‌اینکه حکم را عوض کرده باشند. حکمِ نفسِ «اخراج دم» حرمت نیست، بلکه «اخراج دم، بدون منفعت محلّله» حرام است. «ضرب و جَرح» حرام است چون منفعت محلّله‌ای بر آن مترتب نیست؛ اما

    1. المراسم‌العلویةفی‌الأحکام‌النبویة، ص ١٧١.
    2. الکافی، ج ٨، ص١٦٠ و ١٩٢؛ ج ٦، ص ٣٧٦.
    3. الخصال، ج ٢، ص ٣٨٥ و ٦١١؛ مکارم‌الأخلاق، ص ٧٥.
    4. بحارالأنوار، ج ٥٩، ص ٣١٢.
    5. الخصال، ج ٢، ص ٣٨٦.
/