ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
217رسول خدا این کلام را مِنقِبَلِاللَهتعالی القاء میکند، یقین ندارد و مثلاً میگوید: «این کلام مِنعندنفسِه است.»1 در این دو مورد اعتقاد شخص اشتباه، اما چنین فرضی خارج از مَحطّ بحث است.
اما اگر شخص به موضوع و به اینکه این کلام مِنقبَلِاللَه و حکمی از احکام الهی است یقین دارد، و درعینحال انکار میکند و میگوید: «من قبول ندارم»، لاشکّولاشبهةَ که این فرد مرتد و کافر است. منظور فقهاء که میگویند: «اگر ضروریای از ضروریات دین یا فریضهای از فرائض یا ما عَلم أنّه مِن الدّین را انکار کند موجب انکار رسالت است» به این نحو و کیفیت است.
بنابراین، درصورتیکه به شخص منکِری بگویند: «اگر پیغمبر بیاید و در مقابل تو بایستد و بگوید الآن این کلام را خود من میگویم که در این زمان باید فلان حکم را اجرا کرد» و او بگوید: «من این حکم را قبول ندارم»، لاشکّولاشبهة که این فرد کافر است. این فرد درست مانند کسی است که از ابتدا رسالت را انکار میکند و میگوید: «من کلام رسول خدا یا قرآن را قبول ندارم.»
عدم استلزام انکار رسالت در صورت انکار احکام بهواسطۀ شبهۀ تأثیر زمان و مکان
اما یکوقت منکِر میگوید: «اعتقاد من این است که احکام پیغمبر، مربوط به زمان خود ایشان است» این فرض محلّ نظر است و انکار رسالت محسوب نمیشود و اشکالی ندارد و از قبیلِ همین شبهاتی است که امروزه مطرح میکنند. میگویند: تأثیر زمان، مکان، شرایط، محیط، خصوصیّات و جوانب، قضایایی است که موجب میشود فتوای یک فقیه در زمانی با زمانی دیگر فرق کند.2
پاسخ به شبهه دخالت زمان و مکان در تغییر احکام اسلام
البته در پاسخ باید گفت: زمان و مکان و شرایط در تغییر حکم دخیل نیست.
- در زمان پیغمبر افراد بسیاری میگفتند: «این کلام منعندِنفسه است» و بین وحی در آیات قرآن با سایر کلمات پیغمبر تفریق قائل میشدند و آن حضرت را در کلمات خود جایزالخطاء بهحساب میآوردند.*
* أسدالغابة، ج ٤، ص ١٨٩. - رجوع شود به مقالۀ بسطوقبضتئوریکشریعت؛ بسطتجربهنبوی؛ مقالۀ پروندۀوحیوقرآن؛ مقالۀ دیندردورانمدرنبهکجامیرود، از دکتر عبدالکریم سروش.
- در زمان پیغمبر افراد بسیاری میگفتند: «این کلام منعندِنفسه است» و بین وحی در آیات قرآن با سایر کلمات پیغمبر تفریق قائل میشدند و آن حضرت را در کلمات خود جایزالخطاء بهحساب میآوردند.*
