اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ارتداد در اسلام

تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن

1٬410
فقه واصول

کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشته‌جات و دروس خارج فقه آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس‌سرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام را با دیدگاه‌های افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان می‌دهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده‌ است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.

سرای جاوید

ارتداد در اسلام

216
  • فقیه نمی‌تواند حکم کند به کفر کسی که منکر ظواهر اسلام است؛ زیرا دلیل خاصی بر کفر چنین شخصی نیامده است.1

  • بنابراین، ایشان همان مسئلۀ سابقۀ ما را مطرح می‌کنند که: آنچه برحسبِ ظاهر و بادیِ امر به نظر می‌رسد، آن است که در روایات یک ملاک و معیار مشخصی برای حکم به ارتداد و کفر وجود ندارد. به‌عبارت‌دیگر نمی‌توان گفت: کسی که ظواهر را انکار می‌کند، کافر است؛ چه‌بسا انکار او لشبهةٍ باشد.

  • ایشان بعد از طرح این مطلب می‌فرمایند: السنۀ فقهاء مبنی بر آن است که: «انکار مرتد، در صورتی موجب کفر و ارتداد است که مستلزم انکار نبی باشد.» آن‌وقت این قیدِ «استلزام انکار نبی» خود محلی برای شبهه و اختلاف آراء شده است که این انکار در چه صورتی مستلزم انکار نبی است؟ آیا صرف انکار یک ضروری دین، مستلزم انکار نبی است و دیگر ممکن نیست که این انکار لشبهةٍحصلت‌له باشد تا انکار شخص موجب انکار پیغمبر نباشد؟ آیا برای اثبات ارتداد، حصول شبهه برای شخص باید دوام داشته باشد یا حتی اگر شبهه‌اش با ادنیٰ تأملی از بین برود، باز هم مرتد است؟

  • همان مباحثی که در جواهر بود، ایشان در اینجا دوباره مطرح کرده‌اند.2

  • تفسیر و توجیه کلام فقهاء در معنای «استلزام انکار رسالت»

  • همان‌طور که گذشت، آنچه در لسان فقهاء کأنّ به‌عنوان یک امر ارتکازی مطرح است، آن است که نفس انکارِ فریضةٌ‌من‌الفرائض أو ضرورةٌمن‌الضروریات نمی‌تواند موجب خروج شخص از اسلام باشد؛ بلکه اگر این انکار أوجبَ‌إنکارَالنبی، در این صورت بدون شک فرد از اسلام خارج شده است.

  • حال اگر بخواهیم کلام فقهاء را معنا و توجیه کنیم، باید این‌طور بگوییم:

  • یک‌وقت شخص به موضوع (رسالت پیغمبر) یقین ندارد و فرضاً می‌گوید: «گویندۀ این کلام، پیغمبر نیست.» یک‌وقت شخص یقین به موضوع دارد، اما به اینکه

    1. دلیل‌العروة،‌ ج ١، ‌ص ٤٤٩.
    2. همان.
/