ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
215کنند درحالیکه چنین حکمی خلاف بدیهی عقل و ضروری دین است؛ زیرا یکی از ضروریات دین، ترتب عقاب بر «عناد» و «جحود»، و عدم ترتب آن بر «جهل» است.
ثانیاً بر فرض که بر چنین شخصی، اسمِ «منکر» و «مرتد» صدق کند، آنوقت باید قائل به تفصیل شوید و بگویید:
گاهی ارتداد، مستوجب عواقب و التزامات شرعیه نیست؛
و گاهی ارتداد، مستوجب عواقب و التزامات شرعیه است.
درصورتیکه در روایات چنین تفصیلی نداریم و در فرض صدق عنوانِ «ارتداد» عواقب و التزمات شرعی آن نیز مترتب میشود. بنابراین شما مرتکب خروج از احدالطرفین و قائل به شقّ ثالث شدهاید که بطلان آن مجمعٌعلیه است.
و اما جواب حَلّی در این مقطع1 به مرحوم آقا شیخ حسین حلی نسبت به مضمون این روایات و خصوصاً خبر کنانی آنکه: چه اشکالی دارد که کسی که انکار فرائض میکند کافر باشد؟
توضیح آنکه: برای تحقق ارتداد، انکار توحید و رسالت تصریحاً و بالدلالة المطابقیة لازم نیست؛ تکذیب رسالت ولوبالإلتزام نیز صادق است.
معنای کلام کسی که میگوید: «من خدا و رسول را قبول دارم ولی حج را قبول ندارم» آن است که: «من رسالت منطبق با فهم خود را قبول دارم، نه آن رسالت واقعیه و نفسالأمریه را.» مانند آن کسی که میگوید: «من مرحوم آقای بروجردی را قبول دارم، اما معرفةالرجال، شمّالفقاهه و فقهالحدیث ایشان را قبول ندارم!» پس شما چه چیزی از آقای بروجردی را قبول دارید؟!
و اما مسئلۀ بعد اینکه: مرحوم حلی میفرمایند که این روایات مبهم و مختلف بوده، مثلاً بعضی صرفِ «انکار فرائض» و بعضی «انکار ما علم أنّه من الدین» را موجب خروج از اسلام میداند؛ لذا ایشان با توجه به این روایات استفاده میکنند که:
- این جواب در توجیه رأی فقهاست و الاً نظر نهایی در این باب خواهد آمد. (محقق)
