ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
214طبق روایت، شخص نه تنها تکذیب ندارد، بلکه تثبیت دارد، و درعینحال حضرت میفرماید: «من جحَد الفرائضَ کان کافِرًا.» پس عمل به فرائض است که شخص را داخل در اسلام میکند و اگر فرد به «لاإلهإلااللَه» و «رسالت پیغمبر» شهادت دهد، مادامی که عامل به فرائض نباشد، این شهادت او را به اسلام داخل نمیکند. لذا روایت میفرماید: «فأین فرائِضُ اللَه؛ پس فرائض خدا چه میشود؟!» برایناساس، از این روایت استفاده میشود که در تحقق ارتداد، تنها انکار توحید یا تکذیب رسالت شرط نیست.
نقدی بر کلام مرحوم حلی
فرمایش مرحوم حلی فیحدّنفسِه یک مسئلۀ عقلی و صحیح است، و از نقطهنظر عرف نیز میتوان برای کلام ایشان محملی درست کرد؛ و لذا کلام ایشان محل دقت و تأمل است.
اما اشکال وارد بر این کلام آنکه: گرچه صحیح است که «اتصاف»، معلولِ «تقبّل مبانی» است، ولی در مسئلۀ مانحنفیه، اثبات ارتداد موجب عواقب و آثاری است که با توجه به مبانی عقلی و شرعی، التزام به آن آثار و عواقب، با جهل و عدم عناد شخص، مخالفت و ناسازگاری دارد. بهعبارتدیگر نمیتوان قبول کرد که کسی که یک امر ضروری را عنغیرِعلمٍ انکار میکند و انکار او مستوجب تکذیب رسالت نمیشود، درعینحال حکم ارتداد برای او ثابت باشد.
آیا واقعاً کسی که داخل در اسلام است اما عمل به فرائض نمیکند مرتد و کافر است؟! آیا مسلمانی که صلاة و صوم را عنغیرِعلمٍ انکار میکند، مرتد است؟! آیا چنین مرتد فطریای فوراً باید اعدام شود و لایُقبَل توبتُه؟! این احکام چطور با قواعد عقلی و شرعی توافق دارد؟!
اولاً مگر قاعده1 این نیست که اگر کسی عنجهلٍ یا عنخطأٍ یا عنغیرعنادٍ کاری انجام دهد یا حرفی بزند، مستوجب عقاب نیست؟ حال چطور چنین شخصی را اعدام
- شرح این قواعد بعداً خواهد آمد؛ الآن این مطلب را «اصل مفروغه» در نظر میگیریم. (مؤلف)
