ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
212در این روایت اشاره به همان مضمونِ «انکار ما عَلِم أنّه مِن الدین» شده است که خود موجب کفر خواهد شد.
صرف «انکار ضروری» ملاک ارتداد در نگاه مرحوم حلی
مرحوم حاج آقا حسین حلی ـ أعلیاللَهمقامه ـ بعد از نقل این روایات و همان مطالب صاحب جواهر، ذخیره، کشفاللثام و مجمعالبرهان میفرمایند:
و الحاصلُ أنّ ما یستفاد من هذه الأخبارِ هو أنّ مجردَ إنکارِ الضروری موجبٌ لخروجِه عن الإیمانِ و دخولِه فی الکفرِ؛ و لا مدخلیةَ فی العلمِ فی هذا المقامِ.
کما أنّه غیرُ راجعٍ إلیٰ تکذیبِ الرسولِ صلّی اللَه علیه و آله و إنکارِ نبوتِه، بل هو سببٌ مستقلٌ.1
میفرمایند: آنچه منحیثالمجموع از اخبار استفاده میشود آن است که: نفس «انکار ضروری دین» موجب ارتداد است، و این حکم دخلی به علم و عدم آن ندارد.
تقریر نظریۀ مرحوم حلی
ایشان میفرماید: ما به صحتوسقم اعتقاد خاصّ شخص کاری نداریم، بلکه به مفهوم و محتوا و صدق عنوانی که بر اعتقاد او مترتب است کار داریم. کسی که به مبانی و اصول موضوعه و مفروضۀ یک دین اعتقاد نداشته و عامل نباشد، از نظر عرف متّصف به آن عنوان نبوده، خارج از حدّ اتصاف است و دیگر در اینجا عالم یا جاهل بودن تفاوتی ندارد.
شخصی که به مؤسسه، اداره و وزارتخانهای میرود، همینقدر که به آنجا میرود و میپذیرد و قبول میکند که به مبانی آنجا پایبند و عامل باشد، عرف او را معنون به آن عنوان میکند. دیگر اینکه فرد اعتقاد باطنی به مبانی آن مؤسسه دارد یا ندارد، فرقی نخواهد داشت؛ زیرا اتصاف یک ذات به یک وصف، امری طبیعی و غیراختیاری شخص است.
- دلیلالعروة، ج ١، ص ٤٤٨.
