ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
209این روایت دلالت میکند که انسان هر گناهی که انجام دهد، روح ایمان از قلب و دل او خارج میشود. گرچه روایات دیگری نیز در این زمینه آمده است،1 اما در این روایت از اسلامِ شخص نیز بحث شده است. میفرماید: «حکم به حلیتِ این گناه، شخص را از اسلام خارج میکند؛ ولی اگر به گناهش اعتراف کند، انجامِ گناه فقط ایمان او را از بین میبرد.»
بنابر این روایت، کسی که کبیرهای از کبائر را مرتکب شود و بگوید: «این حلال است»، نفس این ارتکاب و زعم، او را از اسلام خارج میکند. پس اگر کبیرهای را مرتکب شود و «لم یزعم»، از دین خارج نمیشود.
«زعم» در اینجا به معنایِ خیال و گمان کردن نیست، بلکه بهمعنای وانمودکردن و ابراز و اظهار نمودن است. ممکن است یک فعل در نظرِ یک فقیه فعلی از کبائر باشد، ولی بعداً با استنباط و فتوا به این نظر برسد که آن فعل حلال است.
تلمیذ: «فزعَم أنّها حلالٌ» یعنی آن را حلال بداند؛ اگرچه علم او ازروی دلیل و اجتهاد باشد. بنابراین اطلاقِ «زعم» این مورد را نیز میگیرد.
استاد: در این صورت معنا ندارد که حضرت بگویند: این شخص از اسلام بیرون میرود. زیرا او میگوید: به همان ادلهای که شما از آن استفادۀ حرمت کردهاید، من استفادۀ استحباب میکنم. پس «زَعم» در اینجا به این معناست که شخص در عین اینکه مسئله را میداند، جحاداً آن را انکار میکند. این انکار، او را از دین خارج میکند، و دیگر نیازی به «استلزام انکار نبی» ندارد.
اسلام یک محورهای کلی نظیر حرمت شُرب خمر دارد. یکوقت فقط شخص خمر میخورد و میداند حرام است؛ اما یکوقت فردی نسبت به یک کبیرهای به این واضحی میگوید: «شرب خمر در اسلام جایز، و چه کسی گفته حرام است؟!»
منظور حضرت در این روایت سوم مواردی مانند حجاب است که از احکام
- منلایحضرهالفقیه، ج ٢٠، ص ٣١٠.
