ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
206روایت اول را کنانی از حضرت ابیجعفر علیه السّلام نقل میکند:
محمدُ بنُ یحیی، عن أحمدَ بنِ محمدٍ، عن محمدِ بنِ إسماعیلَ، عن محمدِ بنِ فضیلٍ، عن أبیالصبّاحِ الکِنانیِّ، عن أبیجعفرٍ علیه السّلام قال:
قیل لأمیرِالمؤمنینَ علیه السّلام: «من شَهِدَ أن لا إلهَ إلّا اللَهُ و أنّ محمدًا رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم کان مؤمِنًا؟»
قال: «فأین فرائضُ اللَهِ؟!»
قال و سمِعته یقول: کان علیٌّ علیه السّلام یقول: «لو کان الإیمانُ کلامًا لم ینزل فیه صومٌ و لا صلاةٌ و لا حلالٌ و لا حرامٌ.»
قال و قلتُ لأبی جعفرٍ علیه السّلام: «إنّ عندَنا قومًا یقولون إذا شهِد أن لا إلهَ إلّا اللَهُ و أنّ محمدًا رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم فهو مؤمِنٌ.»
قال: «فَلِمَ یُضرَبون الحُدودَ؟ و لِمَ تُقطَعُ أیدیهِم؟ و ما خلَق اللَهُ عزّ و جلّ خَلقًا أکرمَ علی اللَهِ عزّ و جلّ مِن المؤمنِ؛ لأنّ الملائکةَ خُدّامُ المؤمنینَ و أنّ جِوارَ اللَهِ لِلمؤمنینَ، و أنّ الجنّةَ للمؤمنینَ، و أنّ الحورَ العینَ للمؤمنینَ.»
ثمّ قال: «فما بالُ من جحَد الفَرائِضَ کان کافرًا؟»1
- دلیلالعروة، ج ١،ص ٤٤٦؛ الکافی، ج ٢، ص ٣٣. ترجمه:
«ابیالصباح کنانی از امام باقر علیه السّلام روایت میکند که فرمود: از امیرالمؤمنین علیه السّلام سؤال شد: ”آیا کسی که شهادت دهد که معبودی جز اللَه نیست و محمد رسول و فرستادۀ اوست، مؤمن محسوب میشود؟“
حضرت فرمود: ”پس واجبات خداوند چه میشود؟“
ابیالصلاح میگوید: همچنین از امام باقر علیه السّلام شنیدم که فرمود: علی علیه السّلام میفرمود: ”اگر ایمان صرفاً کلامی بود که بر زبان جاری میگردد، دیگر روزه و نماز و حلال و حرامی در مسئلۀ ایمان نازل نمیشد.“
ابیالصلاح ادامه میدهد: به امام باقر علیه السّلام عرض کردم: در نزد ما قومی هستند که میگویند: ”وقتی شخص شهادت دهد که معبودی جز اللَه نیست و محمد صلّی اللَه علیه و آله و سلّم رسول و فرستادۀ اوست، مؤمن است.“
حضرت فرمود: ”پس چرا حد میخورند؟ و چرا دستانشان قطع میگردد؟ درحالیکه خداوند عزوجل مخلوقی خلق نکرد که نزد وی از مؤمن گرامیتر باشد؛ چراکه ملائکه خادمین مؤمنین هستند و همنشینی با خداوند اختصاص به مؤمنین دارد، و بهشت و حورالعین برای مؤمنین است.“
سپس فرمود: ”پس چگونه است که کسی که فرائض را انکار نماید کافر میشود؟“» (محقق)
- دلیلالعروة، ج ١،ص ٤٤٦؛ الکافی، ج ٢، ص ٣٣. ترجمه:
