ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
202حال کدامیک از این دو صورت، مورد نظر است؟ همانطور که گذشت، مطابق کلام صاحب مجمعالبرهان ممکن است غیر ضروری عند العرف و ضروری عند المنکر نیز مستلزم انکارِ نبی باشد.1
شمول انکار ضروری نسبت به موضوعات در نگاه مرحوم حلی
نکتۀ سوم آنکه مسئلۀ انکار ضروری اختصاص به انکارِ «احکام» ندارد، و انکارِ «موضوعات» را نیز شامل میشود.2
فرضاً اگر شخصی که به حکم شارع مبنی بر حلالبودن این ماء معتقد است و درعینحال عالماً و عامداً میگوید: «هذا الماءُ نجسٌ و حرامٌ»، این فرد رسالت را انکار کرده است.
اگر فردی نسبت به قرآن و داستان ذوالقرنین بگوید: «قضیۀ ذوالقرنین دروغ است و من آن را قبول ندارم!» انکار رسالت کرده است.3
اگر پیغمبر بگوید: «استُرضعت فی بنی سَعدِ بن بکر»4و شخصی بگوید: «پیغمبر
- مجمعالفائدةوالبرهان، ج ٣، ص ١٩٩؛ جواهرالکلام، ج ٦، ص ٤٧:
«المرادُ بالضروری الذی یکفر منکرُه، الذی ثبت عنده یقینًا أنّه من الدینِ و لو بالبرهان، و ان لم یکن مجمعًا علیه.» - دلیلالعروة، ج ١، ص ٤٤٥:
«و لا یکون ذلک مختصًا بالأحکامِ بل یجرِی فی الموضوعاتِ التی أخبر النبی صلّی اللَه علیه و آله و سلّم بها مثل قوله: ”و استُرضعتُ من بنی سعد.“» - دلیلالعروة، ج ١، ص ٤٤٩:
«و هذا لا یختصُّ بالأحکام بل هو جارٍ فی جمیع إخباراته، کما أنه جارٍ فی إخبارات القرآن کأن یُنکرَ الرجلُ وجودَ ذی القرنین أو شیء مما ذُکر فی القرآن من دون تأویلٍ فی الآیة الشریفة.» - الفائقفیغریبالحدیث، ج ١، ص ٩. ترجمه:
«رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله فرمود: ”من در قبیلۀ بنیسعد بنبکر شیر داده شدم.“» (محقق)
- مجمعالفائدةوالبرهان، ج ٣، ص ١٩٩؛ جواهرالکلام، ج ٦، ص ٤٧:
