ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
201میخواهی چه کنی؟! این مسئله اصلاً معنا ندارد، و این یعنی قبولنداشتن کلّ طبابت.
پس کسی که علوم متداولۀ امروزی را میخواند اما اصول موضوعه و قضایای بدیهیِ اولیّۀ آن علم را انکار میکند، اصلاً آن علم را قبول ندارد.
همینطور است کسی که میخواهد فقه بخواند و میگوید: «بنده روایت را قبول ندارم!» مگر ممکن است که یک فقیه صرفاً با قرآن و بدون استناد به روایات استنباط کند و فتوا دهد؟! کسی که حکم میکند که روایت حجت نیست، در واقع اصل فقه را انکار میکند.
حال مرحوم حلی میخواهند بفرمایند که اگر کسی بگوید: «ما پیغمبر را هم قبول داریم اما قائلیم که اصلاً نمازی در اسلام وجود ندارد»، نفس این اعتقاد و بیان آن ردّ اسلام است، نهاینکه چون این انکار، مستلزم انکار و جحد رسول است، موجب ارتداد باشد. تو که نماز را قبول نداری، پس مسلمان نیستی، والاّ ممکن است یهود و نصاریٰ نیز پیغمبر ما را دوست داشته باشند.
ضروری عندالمنکر یا عندالعرف، دو ملاک «ضروری» در کلام فقهاء
نکتۀ دوم آنکه: مثالهای فقهاء و از جمله مرحوم حلی در باب «ضروری» مهم و مورد نظر است. این مثالهایی را که فقهاء در باب یک مسئلۀ ضروری از ضروریات دین میآورند و انکار آن را در واقع راجعبه انکار پیغمبر میدانند، ممکن است دو معنا داشته باشد:
الف. انکارِ «الضروری عند المنکر» مستلزم انکار رسول باشد؛
ب. انکارِ «الضروری عند العَرضة علی العرف» مستلزم انکار رسول باشد.1
- دلیلالعروة، ج ١، ص ٤٤٤:
«ثم إنّ للقوم کلامًا فی کفرِ منکرِ الضروری؛ فالمعروف بینهم أنّ المدارَ علی إنکار الضروری و إن لم یکن المنکِر عالمًا بکونه من الإسلام، کما أنه لا عبرةَ بالعلم المجردِ عن الضرورة. و قیل: إن المدارَ علی العلم بأنّه من الإسلام.»
ترجمه: «فقهاء راجعبه کفر منکر ضروری نظرات مختلفی دارند. معروف بین آنان این است که اثبات کفر در صورت انکار ضروری دین اسلام است، اگرچه شخص منکر به این مسئله عالم نباشد که آنچه را انکار میکند از اسلام است؛ کمااینکه اگر بداند که مسئلهای از دین است اما نداند که از ضروریات آن است نیز اهمیتی ندارد و کفر او ثابت میشود. بعضی نیز قائل شدهاند که شرط کفر منکر ضروری آن است که شخص علم داشته باشد که آنچه را انکار میکند از اسلام است.» (محقق)
- دلیلالعروة، ج ١، ص ٤٤٤:
