ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
200ایشان میخواهند توضیح دهند که اگر کسی یک حکم ضروری را انکار کند، ولو عالم به ضرورت آن نباشد، کافر و مرتد است. بهجهت آنکه انکار ضروری در حکم انکار اصل خود دین است.
مِنبابمثال کسی که میخواهد علم ریاضی بخواند و میگوید مسئلۀ «جمع» یا «تفریق» در ریاضیات را قبول ندارم، در واقع خود ریاضیات را انکار کرده است؛ زیرا «جمع» و «تفریق» از ارکان ریاضیات است.
صحبت ایشان این است که: شخص با رفضِ آنچه امَّهاتِ یک دین را تشکیل میدهد، در واقع متدیّن به آن دین نخواهد بود.
مثلاً در روایت داریم:
بُنیَ الإسلامُ علی خمسٍ: علی الصلاةِ و الزکاةِ و الصومِ و الحجِّ و الوَلایةِ و لم یُنادَ بشیءٍ کما نودیَ بِالولایةِ.1
برایناساس، شخصی که صلاة را قبول ندارد، اسلام را قبول ندارد و دیگر مسلمان نیست. یکوقت فرد مسلمان نماز را قبول دارد ولی نمیخواند، اما یکوقت میگوید: «اصلاً نمازی نیست» و این یعنی که اصلاً اسلامی وجود ندارد.
مرحوم حلی در این مقام صحبت میکنند که: ما به علم و جهلِ شخص منکر، و نیز به اینکه این انکارِ او مستلزم انکار رسالت است یا خیر، کاری نداریم؛ باید دید که بالأخره اعتقاد هر شخصی که قائل به یک نحله و دینی است، چه بروز و ظهوری دارد. آیا ممکن است کسی که میخواهد علم طبابت را بخواند، بگوید: «من دارو را قبول ندارم»؟! اگر دارو را قبول نداری، چرا آمدی علم طبابت بخوانی و بدون دارو
- الکافی، ج ٢، ص ١٨. امامشناسی، ج ٥، ص ١٤١:
«اسلام بر پنج ستون بنا نهاده شده است: بر نماز و زکات و روزه و حج و ولایت. و به هیچچیز توصیه نشده است به آنگونه که به ولایت توصیه شده است.»
- الکافی، ج ٢، ص ١٨. امامشناسی، ج ٥، ص ١٤١:
