ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
199استاد: ابداً و بههیچوجه جای هیچ انکاری وجود نداشته و قضیّه بسیار واضح و أظهَرُمنَالشمس بوده است.
تلمیذ: بعد از رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم ارتداد از آن حضرت یا از مقام ولایت بوده است؟
استاد: ارتداد از حقیقت ـ که همان اسلام باشد ـ بوده است.
تلمیذ: با توجه به سلبنشدن اعتقاد آنان به پیغمبر بعد از رحلت آن حضرت، ارتداد آنان چگونه متصور است؟
استاد: اگر واقعاً پیغمبر علی را نصب فرموده و حال شخصی او را قبول نمیکند، پس در واقع پیغمبر را رد کرده و خود را گول میزند و در تخیلش خود را مسلمان میداند.1
کلام مرحوم آیةاللَه حاج شیخ حسین حلی در تحقق موضوع ارتداد
باری، مرحوم آیةاللَه آقا شیخ حسین حلی ـ رضواناللَهعلیه ـ در مسئلۀ ارتداد بر همان طریقه و روش مرحوم صاحب جواهر پیش آمدهاند و چندان مطلبی اضافۀ بر آنچه در جواهر است ـ غیر از سه نکته ـ بیان نکردهاند.
دو معنای «ضروری» در کلام مرحوم حلی
نکتۀ اول آنکه ایشان میفرماید:
«ضروری» به دو معناست: اول «ضروری» به معنای «بدیهی»؛ و دوم «ضروری» به معنای «لازم» و «مقابل ممکن» است. «ضروری» در مانحنفیه به معنای «بدیهی» است.2
- رجوع شود به ص ١٤٢.
- دلیلالعروة، ج ١، ص ٤٤٤:
«و لیُعلَم أولًا أنّ إضافةَ الضروری إلی الشیء تارةً تکون بمعنی اللازم فی قبال الممتنع و الممکن، کما یقال: ”الأکل و الشرب ضروریُّ الحیاة“ أو ”الشاغلیةُ للحیِّز من ضروریات الجسم“ و کما یقال: ”حبُّ النبی صلّی اللَه علیه و آله و سلّم لازمُ ضروری للإسلام“ بمعنیٰ أن من کان مسلمًا کان حبُّه للنبی صلّی اللَه علیه و آله و سلّم لازمًا لا ینفک عنه.
و أُخریٰ بمعنیٰ ضروریِّ الثبوت بحیث لا یحتاج إلیٰ إقامة برهان علیه. مثل أن یقال: ”هذه الکبریٰ ضروریة“ یعنی أن العلمَ بها ضروری.
و الظاهر أن مرادَهم بالضروری هنا هو القسم الثانی؛ أی ما یکون ثبوتُ الشیء فی الدین ضروریاتٍ لا یحتاج إلیٰ دلیل. کما فی أصل وجوب الصوم و الصلاة و بعض العقائد.»
