ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
194انکار حکم ضروریِ مستلزم انکار نبی، ملاک ارتداد در دیدگاه صاحب جواهر
1
- ← آوردند که شراب خورده بود. ابوبکر گفت: ”آیا شراب خوردهای؟“ مرد گفت: ”بلی.“ گفت: ”چرا شراب خوردی درحالیکه شراب حرام است؟!“ گفت: ”من از وقتی که اسلام آوردم منزلم در میان قومی بود که شراب میخوردند و آن را حلال میدانستند و اگر میدانستم که شراب حرام است از آن اجتناب مینمودم.“
ابوبکر رو به عمر کرد و گفت: ”چه میگویی ای أباحَفص در قضیۀ این مرد؟“
عمر گفت: ”امر معضلی است و أبوالحسن (علی علیه السّلام) حلاّل آن است.“
ابوبکر گفت: ”ای غلام علی را به نزد ما بخوان.“ عمر گفت: ”بلکه بالعکس باید به نزد حَکَم رفت نه اینکه او خوانده شود.“
سپس به نزد علی آمدند و سلمان با آن حضرت بود. و داستان آن مرد را برایش بازگو نمود.
علی علیه السّلام به ابوبکر فرمود: ”او را با مردی به مجالس مهاجرین و انصار بفرست. اگر کسی آیۀ تحریم شراب را برایش خوانده است علیه او شهادت دهد؛ و اگر هیچکس آیۀ تحریم را بر او نخوانده است، پس عقوبتی بر وی جاری نمیشود.“
ابوبکر کاری را که علی فرموده بود انجام داد و کسی علیه آن مرد شهادت نداد و ابوبکر آزادش نمود. سلمان به امیرالمؤمنین علیه السّلام گفت: ”آنان را ارشاد فرمودی.“
امیرالمؤمنین فرمود: ”خواستم تأکید این آیه را بین خود و آنان دوباره تکرار کنم: آیا آن کسی که مردم را به حق هدایت میکند سزاوارتر است که از او تبعیت شود یا آن کسی که هدایت نشده است و باید هدایت گردد؟! پس چرا اینچنین قضاوت میکنید؟!“» (محقق)
ب) منلایحضرهالفقیه، ج ٤، ص ٥٥:
«رَوَی الحلبیُّ عن أبیعبدِاللَهِ علیه السّلام أنّهُ قالَ: ”لو أنّ رجلًا دخَلَ فی الإسلامِ فَأقَرّ بهِ ثمّ شَرِبَ الخمرَ و زَنیٰ و أکلَ الرّبا و لَم یَتَبیَّن لهُ شیءٌ مِنَ الحلالِ و الحرامِ لَم أُقِم علیهِ الحَدَّ إذا کانَ جاهلًا إلاّ أن تَقومَ علیهِ البیِّنةُ أنّهُ قَرأ السّورةَ الّتی فیها الزِّنا و الخمرُ و أکلُ الرّبا و إذا جَهِلَ ذلکَ أعلَمتُهُ و أخبَرتُهُ فإن رَکِبهُ بعدَ ذلک جَلَدتُهُ و أقَمتُ علیهِ الحَدَّ.“»
ترجمه: «از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمود: ”اگر مردی داخل در اسلام شده باشد و بدان اقرار نموده باشد و سپس شراب بنوشد و زنا کند و ربا بخورد، درحالیکه هیچ چیزی از حلال و حرام برایش روشن و مشخص نشده باشد، چون جاهل به حکم خداست، حدّی بر وی جاری نمیکنم. مگر آنکه بیّنه و حجّت علیه او اقامه گردد که سورههایی که در آنها راجع به زنا و شراب و رباخواری توضیح داده شده و حکمشان بیان گردیده است را خوانده است. و درصورتیکه جاهل به حکم خداوند باشد او را بدان آگاه و عالم مینمایم و به او خبر میدهم. پس اگر بعد از آن مرتکب عمل خلاف شد، او را شلاق میزنم و حد را بر وی جاری میسازم.“» (محقق)
- ← آوردند که شراب خورده بود. ابوبکر گفت: ”آیا شراب خوردهای؟“ مرد گفت: ”بلی.“ گفت: ”چرا شراب خوردی درحالیکه شراب حرام است؟!“ گفت: ”من از وقتی که اسلام آوردم منزلم در میان قومی بود که شراب میخوردند و آن را حلال میدانستند و اگر میدانستم که شراب حرام است از آن اجتناب مینمودم.“
