اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ارتداد در اسلام

تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن

1٬410
فقه واصول

کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشته‌جات و دروس خارج فقه آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس‌سرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام را با دیدگاه‌های افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان می‌دهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده‌ است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.

سرای جاوید

ارتداد در اسلام

192
  • اگر شخصی نشَأ فی دارِ الإسلام بحیث یُستبعَد فی حَقِّه عدمُ الاطلاع علیٰ الأحکامِ الضروریةِ فی الإسلام و مع ذلک أنکرَ حُکمًا ضروریًّا، نفس این انکار موجب کفر خواهد بود.1و2

    1. همان.
    2. امام‌شناسی، ج ‌١١، ص ٢٣٢:
      «شیخ مفید در ارشاد و ابن‌شهرآشوب در مناقب گویند که: عامّه و خاصّه داستان شرب خمر قُدامَةبن‌مظعون و استدلال او را به آیۀ کریمۀ نَفیِ جُناح و تبرئۀ عمرْ او را بیان کرده‌اند و می‌گویند که:
      چون خبر به امیرالمؤمنین علیه السّلام رسید، آن حضرت به نزد عمر رفت و گفت: ”چرا اقامۀ حد بر قدامه نکردی دربارۀ شرب خمری که کرده است؟!“
      عمر گفت: ”قدامه این آیه را قرائت کرد“ و عمر آن را برای حضرت خواند.
      امیرالمؤمنین علیه السّلام گفت:
      لیس قدامةُ مِن أهلِ هذه الآیةِ، و لا مَن سلَک سبیلَه فی ارتکابِ ما حَرَّمَ اللَهُ، إنّ الّذین آمَنوا و عَمِلوا الصّالحاتِ لا یستَحِلّونَ حرامًا.
      قدامه از اهلِ این آیه نیست، و نه آن کسی که بر خط‌مشی او آنچه را که خداوند حرام شمرده است مرتکب می‌شود. کسانی که ایمان آورده‌اند و اعمال نیکو انجام می‌دهند، حرام خدا را حلال نمی‌شمرند.
      قدامه را برگردان و از گفتارش توبه بده؛ اگر توبه کرد، حدّ شرب خمر بر او جاری کن، وگرنه او را بکش! زیرا در این صورت مرتد شده و از ملت اسلام بیرون‌ رفته است.
      عمر بیدار شد و داستان را دریافت و به قدامه خبر را ابلاغ کرد. قدامه اظهار توبه کرد که دیگر دست به چنین فعلی نمی‌زند. فلهذا قتل و کشتن از او برداشته شد.
      و لیکن عمر نمی‌داند چقدر باید وی را تازیانه زد؛ و به امیرالمؤمنین علیه السّلام گفت: ”أشِر علیَّ فی حدِّه؛ برای من حدش را معیّن کن!“
      امیرالمؤمنین علیه السّلام گفت: ”حدّ او هشتاد شلاق است؛ چون شارب خمر در وقتِ خوردن مست می‌شود، و چون مست شد هذیان می‌گوید، و چون هذیان گفت تهمت می‌زند، و حدّ مفتری هشتاد است.“
      عمر قدامه را هشتاد تازیانه زد و در این مسئله به گفتار آن حضرت عمل کرد.»*
      * الإرشاد، ج ‌١، ص ٢٠٢.
/ 17