اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ارتداد در اسلام

تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن

1٬410
فقه واصول

کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشته‌جات و دروس خارج فقه آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس‌سرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام را با دیدگاه‌های افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان می‌دهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده‌ است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.

سرای جاوید

ارتداد در اسلام

186
  • بدیهیات، و هوای نفس سبب چنین فتوایی شده است.

  • تلمیذ: در اینجا اشکال می‌کنند که بعضی احکام شریعت مربوط به زمان و مکانِ صدر اسلام است.

  • استاد: بله، ولی حتی طرح همین مسئله نیز اگر بر پایۀ دلیل و اصول موضوعه و متقنه باشد، چه اشکالی دارد؟ البتّه قضایا این‌طور نشان می‌دهد که در مقام جحد، چنین مطالبی گفته می‌شود.

  • کشف اسرار الهی، جرم حسین‌بن‌منصور حلاج

  • تلمیذ: بدیهی است که اگر ظهورات شخص کفرآمیز باشد ولی واقعاً در باطن حال کفر نداشته باشد، محکوم نخواهد بود؛ پس چرا دَیْدنِ آقایان راجع‌به مرحوم حلاّج این نبوده است؟ ایشان چنین ظهوراتی داشت و خودش هم اعتراف کرد که حکم من در شریعت اعدام است، درحالی‌که از نظر باطن چنین نیست.1

  • استاد: صحبت در این است که این شریعت را چه کسی تعیین می‌کند. اگر شریعت در محکمۀ حلاج به‌دستِ شماست، می‌توانید بگویید: «این معتقَدِ حلاج بیان و توضیح دارد. ظاهر کلام او همان مطلب باطنی را کشف می‌کند، ولو اینکه بسیاری متوجه آن نشوند.» لذا شما صرفاً او را حبس می‌کنید2 و به او می‌گویید: «دیگر چنین سخنانی را که باعث گمراهی عده‌ای می‌شود مطرح نکنید! کذب حرام است ولی هر حرف صدقی هم واجب نیست.»3

    1. الکواکب‌الزاهرة، ص ٢٩٦؛ الفردوس‌الأعلیٰ، ص ٢٦٩.
    2. جهت اطلاع بر نمونه‌های مشابه رجوع شود به موارد السجن فی النصوص و الفتاوی، ص ١٦٥ و ص ١٧٩.
    3. روح‌مجرد، ص ٤٦٦:«باری، گویا همه اتفاق دارند که جُرم حسین منصور حلاّج کشف اسرار الهی بود؛ و این جرمی است عظیم، چنان‌که حافظ فرماید:
      گفت: آن یار کزو گشت سرِ دار بلند***جرمش آن بود که اسرار هویدا می‌کرد»
/ 340