ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
184بنابراین، «جحد» که لزوماً شخص در مقام عناد است، با «انکار» که ممکن است مسئله اعتقاد واقعی فرد باشد، تفاوت دارد. در «جحد» شخص بهطورکلی در مقام «عناد» است؛ مانند کسانی که در این آیۀ شریفه نسبت به آنان میفرماید:
﴿ٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ يَعۡرِفُونَهُۥ كَمَا يَعۡرِفُونَ أَبۡنَآءَهُمۡ وَإِنَّ فَرِيقٗا مِّنۡهُمۡ لَيَكۡتُمُونَ ٱلۡحَقَّ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ﴾.1
در مفاد و معنای «کفر»
معنای «کفر» که پوشاندن است نیز از همینجا نشئت میگیرد. چرا به زارع «کافر» میگویند؟ زیرا تخم بذر را در زمین زرع میکند، و بعد با تراب روی آن زرع و بذر را «کفر» میکند و میپوشاند؛2 ﴿كَمَثَلِ غَيۡثٍ أَعۡجَبَ ٱلۡكُفَّارَ نَبَاتُهُ﴾.3
«کافر» اصطلاحی نیز به کسی گفته میشود که در مقام ظاهر چیزی را ابراز کند که در باطن بدان معتقد نباشد. بنابراین، به کسی که به خلافی اعتقاد واقعی داشته باشد، «کافر» اطلاق نمیشود. «کافر» به کسی گفته میشود که در مقام کفرِ حق است و آن را میپوشاند. معنای ﴿يَعۡرِفُونَهُۥ كَمَا يَعۡرِفُونَ أَبۡنَآءَهُمُ﴾ آن است که آنها علماً، یقیناً و باطناً معتقد بودند که این رسول مِنقِبَلاللَه است، اما او را کفر و انکار میکردند.
- سوره بقره (٢) آیه ١٤٦. ترجمه:
«کسانی که کتاب را به آنان دادیم همانگونه که فرزندانشان را میشناسند محمد صلّی اللَه علیه و آله را میشناسند، و همانا گروهی از ایشان حق را با اینکه بدان علم و آگاهی دارند مخفی مینمایند.» (محقق) - مفرداتألفاظالقرآن، ص ٧١٤. نتائجالأفکار، گلپایگانی، ص ١٤٣:
«الکفر فی اللّغة: التغطیة و الستر، یقال: ”کفَرتُ الشیء“ أی سترتُه. و لذا یُطلق الکافر علی الزارع، لأنّه إذا ألقی البذر فی الأرض فقد ستَره و غطّاه. و قد ورَد هذا الإطلاق فی القرآن الکریم، قال اللَه تعالی: ﴿كَمَثَلِ غَيۡثٍ أَعۡجَبَ ٱلۡكُفَّارَ نَبَاتُهُۥ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَىٰهُ مُصۡفَرّٗا ثُمَّ يَكُونُ حُطَٰمٗا﴾. و فی اصطلاح الشارع و عُرف المتشرّعة هو الجحد، فمن نفیٰ الصانعَ أو جحَد توحیدَه أو أنکر النبوّةَ مثلًا فهو کافر بلا فرق بین کون الجاحد مقرًّا و معتقدًا فی الواقع و مذعنًا بضمیره و قلبه و بین کونه جاحدًا فی قلبه أیضًا.» - سوره حدید (٥٧) آیه ٢٠. سرّالفتوح، ص ٢٨:
«مانند بارانی که بر زمین کشتزار میبارد و گیاهان را از دل خاک بیرون میآورد و کشاورزان را به شگفتی و انبساطِ طراوت و شادابی خود وا میدارد.»
- سوره بقره (٢) آیه ١٤٦. ترجمه:
