ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
183میکند، «مشرک» و به کسی که در مقام عناد است و میخواهد روی حق را بپوشاند، «کافر» میگویند؛ پس اگر در جایی به او «مشرک» گفتند، بالعنایة است.
در مفاد و معنای «جحد»
بنابراین، اگر شخصی مسئلهای را صرفاً انکار کرد، نمیگویند: «جَحَدَ» بلکه مثلاً میگویند: «أخبَرَ بهذا».
فرضاً اگر معتقد است که زید نیامده، نمیگویند: «جحَد مجیءَ زید» بلکه میگویند: «أخبَر بعدم المجیء» یا «لم یعلَم المجیء». جحد در آنجایی است که در مقام «عناد» و «استکبار» است. اگر شخصی دارای ذهن صاف و پاک بوده و در مقام عناد نباشد، به او نسبت جحد نمیدهند.
در مفاد و معنای «انکار»
تلمیذ: آیا «انکار» نیز همین معنای جحد را میدهد؟
استاد: «أنکَرَ» با «جحَد» تفاوت دارد. «أنکره» یعنی «رَدَّ علیه و عاتَبَه».
تلمیذ: اگر شخصی به مجیء زید علم نداشته باشد، نمیگویند: «آمدنِ زید را انکار کرد». «أنکر مجیءَ زید» بهمعنای علم به مجیء و درعینحال انکار آن است.
استاد: خیر، ممکن است علم نداشته باشد. استعمال صیغۀ «انکار» یک توسعهای دارد که «جحد» آن توسعه را ندارد.1
فرضاً اگر شخصی در یک مجلسی مطلبی را از شخص دیگری در مخالفت با او مطرح کند، میگویند: «أنکرَ علیه و رَدَّه». یعنی معتقَد این شخصِ گوینده آن است که این مطلب صحیح نیست، ولی این دلیل بر عناد او نیست.
مثلاً گفته میشود: اگر دیدید شخصی دارد عمل خلافی انجام میدهد، «فأنکِروا علیه»؛ یعنی او را معاتبه و مقابله کنید و مورد خطاب قرار دهید.
- معجممقاییساللغة، ج ٥، ص ٤٧٦:
«نَکِر الشّیء و أنکره: لم یَقبَله قلبُه و لم یعترف به لسانُه.»
معجممقاییساللغة، ج ١، ص ٤٢٦:
«الجحود، و هو ضدّ الإقرار، و لا یکون إلَّا مع علم الجاحد به أنّه صحیحٌ.»
- معجممقاییساللغة، ج ٥، ص ٤٧٦:
