ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
182خَيۡرٖ مِّن رَّبِّكُمۡ وَٱللَهُ يَخۡتَصُّ بِرَحۡمَتِهِۦ مَن يَشَآءُ وَٱللَهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ﴾.1
و کذلک در آیۀ اول و ششم از سوره بیّنه اهلکتاب را در مقابل مشرکین قرار داده است.
گرچه در بسیاری از آیات با لفظ مضارع و یا ماضی اهلکتاب را مشمول این عنوان نموده است، اما با لفظ مشرک که اسم فاعل و دال بر ثبوت و تحقق مصدر در نفس فاعل میباشد ذکری به میان نیامده است.
پس با توجه به این آیات فقط اهلکتاب از دایرۀ لفظ مشرک خارج و بقیۀ اصناف از عبدۀ اصنام و انجم و قمر و شمس و حیوانات را داخل میکند.
البته در آیات قرآن حتی خطاب به مؤمنین ـ که در اعمال و عبادات خود غیر خدا را شریک قرار میدهند با عنوان فعل نه با عنوان اسم فاعل ـ آنان را از شرک برحذر میدارد. و یا آنان که در اِسناد امور عالم تکوین به خدای متعال شریک و انبازی قرار میدهند هم سهمی از این شرک میبرند؛ مانند آیه شریفۀ ﴿فَإِذَا رَكِبُواْ فِي ٱلۡفُلۡكِ دَعَوُاْ ٱللَهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ فَلَمَّا نَجَّىٰهُمۡ إِلَى ٱلۡبَرِّ إِذَا هُمۡ يُشۡرِكُونَ﴾.2
و این معنی ازآنجاکه مقول به تشکیک میباشد در همۀ افراد کموبیش وجود دارد. چنانچه روایات نیز بر این مسئله دلالت دارند. اما مشرک در اصطلاح قرآن که مقتضی احکام خاصّ به خود میباشد، همان اصنافی هستند که در بالا ذکر شد.
بناءًعلیٰهذا، به کسی که برای خدا واقعاً شریکی قائل است و عبادت اوثان
- ترجمه: «اهلکتاب و مشرکین دوست ندارند که از طرف پروردگار شما بر شما خیری فرود آید؛ و خداوند هرکه را بخواهد به رحمتش اختصاص میدهد؛ و خداوند دارای فضل بزرگی است.» (محقق)
- سوره عنکبوت (٢٩) آیه ٦٥. افقوحی، ص ٢٦:
«این مردم چنیناند که هرگاه بر کشتی سوار شوند و در دل دریاها به حرکت درآیند خدا را با تمام وجود و خالصانه میخوانند و از او برای رسیدن به مقصد استمداد مینمایند؛ و آنگاه که بهسلامت به خشکی رسیدند، به تمام آن خواستها و حالات و توجّهات پشتپا زده یکسره به خدا شرک میآورند؛ تو گویی اصلاً خدایی و نیروی لایزالی و حقیقت غیبی وجود نداشته است.»
