ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
180نسبت داده است.
تلمیذ: پس در این صورت «ضروریات» بسیار محدود است.
استاد: لذا اصلاً بحث از «ضروری» و «انکار ضروری» در باب ارتداد غلط است. سابقاً گذشت که بسیاری از تعابیر فقهاء ـ مثلاً همین «ضروری» ـ در بحث ارتداد اصلاً مضمون روایات نیست. مِنبابمثال در روایات آمده است که: «کسی که در مسئلۀ ولایت قائل به الوهیت شود یا صلاة را انکار کند، یا حرامی را حلال کند، مرتد است»، ولی در روایتی نیامده است: «کسی که ضروری از ضروریات دین را انکار کند، مرتد است.»
«جحد» و «استحلال»، دو قید مثبِت ارتداد در مکاتبۀ عبدالرحیم قصیر
در ارتداد «جحد» و «انکار» و «استحلال: حرامی را حلال کردن» مسئله است.
مثلاً در مکاتبۀ عبدالرحیم قصیر در باب ایمان و کفر کافی میفرماید:
لا یخرجهُ إلی الکفر إلّا الجحودُ و الاستحلال.1
در مفاد و معنای «استحلال»
معنای «تستَحِلّونَ» در کلام حضرت سیدالشهداء که میفرماید که: «فَبِمَ تستَحِلّونَ دَمی»2 این نیست که دَمِ من حلال است؛ زیرا عرب به حلالی را حلال دانستن، استحلال نمیگویند. «استحلال» وقتی اطلاق میشود که شخصی حرام واقعی را در مقام عناد و انکار، حلال میکند.
در مفاد و معنای «شرک» و تفاوت آن با «کفر»
و اما «شرک» در لغت به معنای سهم و نصیب در کنار سایر سهام میباشد. و بنابر آنچه از مفاد و مصادیق شرک در استعمالات مختلف لغت حاصل میشود، شرک به معنای سهیمنمودن غیراللَه، چه در نفس ذات و حقیقت وجود (همچون قائلین به تعدّد آلهه خیر و شر مانند زرتشتیها که معتقد به دو اصل و دو اُقنوم که همان یزدان: خدای خیرات و برکات، و اهرمن که خدای شرور و ناملایماتاند) و چه در اسماء
- الکافی، ج ٢، ص ٢٧.
- الأمالی، شیخ صدوق، ص ١٥٩. ترجمه:
«پس به چه جرمی خون مرا حلال میشمارید؟!» (محقق)
