ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
179فمِنهم مَن ذکَر فی وصفِ شرحِه علی الأصول: ”شروح الکافی کثیرةٌ جلیلةٌ قدرًا؛ و أوّل من شرحه بالکفر صدرا هذا.“»1و2
و در روحمجرد ذکر میفرمایند:
بعضی از کتابفروشها که خریدوفروش کتب حکمت و فلسفه را به نظر بعضی از مراجع حرام میدانستند، اگر احیاناً در ضمن مجموعۀ خریدی که مینمودند، کتاب اسفار ملاّصدرا و یا منظومۀ سبزواری دیده میشد، آن را با انبر برمیداشتند تا دستشان بدان اصابت نکند و نجس نگردد!3
تکفیر مرحوم ملاصدرا توسط صاحب روضاتالجنات
حال سؤال اینجاست که اگر حاج میرزا حسین نوری بهتبع صاحب روضات بهخاطر تعبیر و مطلب بسیار صحیحی که ملاصدرا از یک آیۀ قرآن، حدیث و روایتی فهم کرده، فتوا به کفر ایشان داد، آیا سایر افراد نیز باید از این فتوای اشتباه متابعت کنند؟!
دو مرجع موهوم بسیاری از فتاوای مجمعٌعلیها
برگشت بسیاری از این قبیل فتاوای مجمعٌعلیها به این دو امر است:
گاهی چون فقیه فتوای چند نفر در بلد و مدینۀ خود و اطراف خودش را دیده، میگوید: «این مسئله مجمععلیها است.» درحالیکه اجماعی وجود ندارد و شخص پای خود را از شهرش بیرون نگذاشته و با مراجعه به تعدادی کتاب در کتابخانهاش فتوای خود را «اجماعالأمة» پنداشته است. چطور اینکه مرحوم شیخ طوسی در خلاف در هر مسئلهای آن را به «اجماعالأمة» نسبت میدهد.
و گاهی شخص هرجا که دلیل مسئلهای را نفهمیده و درنیافته آن را به اجماع
- اللَهشناسی، ج ٣، ص ٢٨٤.
- مستدرکالوسائل، الخاتمه، ج ٢، ص ٢٤١:«و من تصانیفه شرح أصول الکافی، شرحه علی مذاقه و عقائده و أصوله و مطالبه، فاستحسنه من استصوبها، و استحقره من استضعفها، بل فی الروضات:”فمنهم من ذکر فی وصف شرحه علی الأصول:شروح الکافیانتهی.»
کثیرة جلیلة قدرا *** وأوّل من شرحـه بالکفر صدرا“ - روحمجرد، ص ٦٧٩.
