ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
1771
استاد: مسئله در جنگ جمل و صفّین نیز همینطور بوده است.
شخصی را فرض کنید که اعتقادش به رسالت و نبوت، ولایت و وصایت از ما هم بهتر است؛ اسلام را انکار نمیکند و صلاةاللیل را هم از ما بهتر میخواند و تعبد به آداب و مستحباتش از ما بیشتر است، ولی درعینحال میگوید: «عقل و فکر و ادراکِ من نمیتواند فلان مسئله را از اسلام بداند و قرار دهد» حال آیا چنین کسی اسلام را انکار کرده است؟!
تلمیذ: با این بیان، مسئله بسیار مشکل میشود؛ زیرا ما کاشفی برای قصد واقعی انکار فرد مرتد نخواهیم داشت.
استاد: بله؛ لذا عرض خواهیم کرد که چنین شخصی باید اختبار و امتحان شود.
البتّه فعلاً در مقام ثبوت ارتداد صحبت میکنیم، نه اثبات ارتداد که مربوط به محکمه است. بحث در این است که ثبوت ارتداد فینفسالأمر و فیعالمالواقع که بتوان قبل از رجوع به محکمه، به کفر شخص حکم نمود، به چه مسئلهای حاصل میشود.
مِنبابمثال آیا بهصرف انکار حتی یک مسئلۀ ضروری، ارتداد شخص ثابت میگردد درحالیکه او اعتقاد به اسلام و پیغمبر دارد و میگوید: «لَعلّ هذه المسألة من زمنِ النبی إلیٰ زمانِنا هذا تَبَدَّلَت و تَغیَّرت، و ما بأیدینا لیست بما أنزله اللَه»؟
- ← بر عایشه بزنید که به نام چه کسی میافتد؛ زیراکه او رأس و سر منشأ این جنگ و آشوب است و قائد و پیشدار شورشیان.“
آنها دانستند که امیرالمؤمنین علیه السّلام چه میگوید، و گفتند: ”ما از گفتار خود دست برداشتیم و استغفار میکنیم.“ زیراکه علی علیه السّلام با این منطق خود آنها را مُفحَم و محکم نمود.
و امیرالمؤمنین علیه السّلام در روز جمل گفت:
”ما به شهادتِ کلمۀ لاإلهإلااللَه که بدان اقرار دارند بر ایشان منت میگذاریم، و پسران را وارثِ پدرانِ مقتولشان قرار میدهیم.“»
*. تاریخالیعقوبی، ج ٢، ص ١٨٣.
**. کنزالعمّال، ج ٦، ص ٨٣.
- ← بر عایشه بزنید که به نام چه کسی میافتد؛ زیراکه او رأس و سر منشأ این جنگ و آشوب است و قائد و پیشدار شورشیان.“
