اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ارتداد در اسلام

تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن

1٬410
فقه واصول

کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشته‌جات و دروس خارج فقه آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس‌سرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام را با دیدگاه‌های افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان می‌دهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده‌ است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.

سرای جاوید

ارتداد در اسلام

172
  • 1

  • صاحب مجمع‌البرهان قائل است که صرفِ «انکار ضروری» موجب کفر نیست، بلکه «علم» شرط است. یعنی خود شخص منکِر و جاحد باید علم داشته باشد که آنچه انکار می‌کند ضروریِ دین است. از این نقطه‌نظر که علم شرط است، دیگر بین ضروری و غیر ضروری و مجمعٌ‌علیه فرق نمی‌کند. ایشان علم قائل را شرط ثبوت کفر می‌داند «و إن لم یکُن مجمعًا علیه؛ اگرچه مجمعٌ‌علیه و ضروری نباشد.» و نیز فرقی ندارد بین ضروریِ غیرمستندۀ به برهان و ضروریِ متیقن‌الثبوت بالبرهان.

  • این نکتۀ بسیار مهمی است؛ زیرا در غالب تعابیر فقهاء نفس «انکار ضروری» مثبت ارتداد و کفر است، ولی مرحوم صاحب جواهر می‌فرماید: بسیاری از آقایان مانند صاحب مجمع‌البرهان قائل به این مطلب شده‌اند که: «ثبَت عندَه یقینًا أنّه من الدینِ؛ باید نزد منکر ثابت شده باشد که آن مسئله از دین است.»

  • بنابراین، ما به این نتیجه می‌رسیم که اگر ثبَت عند القائل یقینًا هذه المسألة أنّه من الدینِ و مع هذا أنکَرَها، ولو اینکه آن مسئله واقعاً ضروری نباشد، در این صورت او مرتد است. پس باید انکار مسئله نزد او موجب انکار شریعت و دین باشد؛ سواءٌ کان هذه المسألة من الضروریاتِ أو لم یکن من الضروریات. این نکته در اینجا مهم است.

  • به‌عبارت‌دیگر نکتۀ مهم این است که انکار قائل، به التزام جوانحی و قلبی او نسبت به ثبوت یا عدم ثبوت باز می‌گردد؛ حال ممکن است او نسبت به واقع مسئله

    1. ← ـ باوجودآنکه یقیناً آن را از دین می‌پندارد ـ انکار می‌کند، انکار شریعت و صداقت پیامبر صلّی ‌اللَه ‌علیه ‌و آله  است.
      بنابراین، این‌گونه نیست که هرکسی که صرفاً یک مسئلۀ اعتقادیِ اجماعی (مانند مسئلۀ قضاء و قدر) یا یک شرطِ متفق‌علیه (مانند طهارت برای نماز) یا یک جزءِ مجمع‌علیه (مانند رکوع برای نماز) را انکار کند، کافر باشد. چه رسد به مسائلی که بین علماء اختلافی است.
      لذا شارح گفته است: مدار کفر و ارتداد تنها بر حصول علم و انکار و عدم آن نزد شخص منکر می‌چرخد، الاّ اینکه چون علم به ضروریات غالباً نزد افراد حاصل است، مدار کفر بر انکار ”ضروری“ قرار داده‌ شده است و فقهاء به آن حکم کرده‌اند.» (محقق)
/ 0