ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
1711
المرادُ بالضروری الذی یکفر منکرُه، الذی ثبت عنده یقینًا أنّه من الدینِ و لو بالبرهان، و ان لم یکن مجمعًا علیه. إذ الظاهرُ من دلیلِ کفرِه هو إنکار الشریعةِ و إنکارُ صدقِ النبی صلّی اللَه علیه و آله مثلًا فی ذلک الأمرِ مع ثبوتِه یقینًا.
و لیس کل من أنکر مجمعًا علیه یکفر، بل المدارُ علی حصولِ العلم و الإنکارِ و عدمِه، إلّا أنّه لمّا کان حصولُه فی الضروری غالبًا جُعِلَ ذلک المدار و حکَموا به.2
- ← احتیاط نکند؟! لازمۀ آن احتیاطها این است که شما اینجا هم احتیاط میکردید.
پس معلوم میشود که مدرکات، سطحی است و عمق ندارد. لذا حقایق حوادث برای انسان بهصورت «هَل» واقعیه جلوه نمیکند؛ و در اینجا توجیه کرده، میگوید: «رفتنِ من تأیید و تعظیم است.» در اینجا اینطور و در جای دیگر به نحو دیگری توجیه میکند؛ و همۀ اینها بهجهتِ نرسیدن به حقیقتِ قضایا است.
تمام این احتیاطات یک مسائل ظاهری است، نه احتیاطی که از بطن و حقیقت و سرّ و نور باطن سرچشمه بگیرد و در سایر مسائل نیز بتواند ظهور و بروز داشته باشد. این احتیاط براساس تفکر است و از مرحلۀ ظاهر تجاوز نمیکند. فقط یک تعبد خشک است، ولوبَلَغَمابَلَغ.
این احتیاطات حتی گاهی به وسواس میانجامد؛ یک وسواس عجیبی که خود آن، خلافِ احتیاط است. شخص چنان احتیاط میکند که فقط وضویش یک ظهر تا عصر طول میکشد ولی دیگر نمیداند که برای اینکه آب وضو به زیر ناخن نفوذ کند، مرتکب هزار کار حرام گشته و فقط عمرش تلف و وقتش تضییع شده است.
تمام این احتیاطات ظاهریِ در مرحلۀ وسواس یک نوع نفهمی است؛ لذا بههیچوجه دلالت بر تدیّن شخص نمیکند.
١) مجمعالفائدةوالبرهان، ج ١٢، ص ١٥.
٢) الأنوارالنعمانیة، ج ٢، ص ٢٠٧.
٣) توضیحالمسائل، اراکی، ج ١، ص ٥٩٨؛ جامع المدارک، ج ٣، ص ٢٧.
٤) نفسالرحمن، ص ٦٢؛ مستدرکالوسائل، ج ١٨، ص ٢١٣.
٥) اسرارملکوت، ج ١، ص ٢٠٥؛ سایت مکتبوحی، سخنرانی، ابوحمزه ثمالی، سال ١٤٢٣ ه.ق، جلسه ٩. - جواهرالکلام، ج ٦، ص ٤٧؛ مجمعالفائدةوالبرهان، ج ٣، ص ١٩٩. ترجمه:
«مراد از ”ضروری“ که منکر آن کافر شمرده میشود، آن مسائلی است که نزد شخصِ منکر یقیناً از دین بوده باشد؛ هرچند دخول آن مسئله در دین نزد او بهواسطۀ استدلالِ برهانی ثابت شده باشد و بر آن اجماعی نشده باشد. زیرا ظاهر کلام فقهاء آن است که: دلیل کفر فردی که مثلاً یک امری را ←
- ← احتیاط نکند؟! لازمۀ آن احتیاطها این است که شما اینجا هم احتیاط میکردید.
