ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
1٬410
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
تهیۀ کتاب از سرای جاوید
ارتداد در اسلام
1701
- ← تلمیذ: ایشان در تصدی قضاء، ذکوریت را شرط ندانسته است.
استاد: البته ایشان به این مطلب تصریح نکردهاند، فقط این قید را ذکر نکردهاند.١
تلمیذ: اخیراً در بعضی از مدارس مطرح شده که مرحوم مقدس اردبیلی از محتاطینِ علماء بوده و باید به ایشان تأسی کرد. مِنبابمثال اینکه ایشان از خیابانی که دارای خانههای متروکه بود عبور نمیکردند تا گردوخاک روی لباسشان ننشیند.
استاد: بله، ایشان احتیاطات زیادی داشتند. روزی میخواستند سوار الاغی شوند و کسی به ایشان نامهای داد. میگویند برایآنکه وزن بیشتری بر آن حیوان تحمیل نشود، بر آن سوار نشدند!٢
تلمیذ: ظاهراً به بعضی از این احتیاطات فقهاء نباید توجه کرد؛ زیرا از آن طرف در مواردی هم بیاحتیاطی میکنند.
مثلاً مسئلهای را به آقای اراکی و آقا سید احمد خوانساری نسبت میدهند که با توجه به شدت احتیاط و تقوایی که این دو دارند، قبول این مطلب برای بنده سنگین است. ظاهراً ایشان نسبت به ادوات قمار کلا منعی ندارند، مگر درصورتیکه مقامره باشد.٣ درصورتیکه ما میدانیم اگر ملاک مقامره باشد، قرآنخواندنِ قماری نیز حرام است.
استاد: فهم از شریعت، دلیل بر وجود استقامت در همۀ موارد نیست. زیرا یکوقت فهم انسان به حقیقت و متن دین میرسد، اما یکوقت فقط به ظواهر فهم دارد. «احتیاط» جزء همین ظواهر است.
اینها یک احتیاط ظاهری و غیرواقعی و غیرحقیقی است که ذهن را خشک و جامد میکند. مشاهده میکنید که گاهی برای کشتن یک پشه احتیاط میشود اما برای پارهکردنِ شکم یک زن احتیاط نمیشود. خوارج شکم یک زن را پاره میکنند و بچهاش را در میآورند و میکشند.٤
زمانی کسانی میگفتند: «هرکس دکمۀ یقه را باز کند، محارب امام زمان است!» من آن موقع این قضیّه را بهصورتِ برهانی مطرح کرده، گفتم: شما ببینید که بر این دکمهبستن چه مصالحی بار میشود، و بر نبستنِ آن چه مفاسدی. اگر شما واقعاً محتاط بودید و میخواستید به عقلتان عمل کنید، هیچوقت مفاسدِ نبستن را که یکدرهزار است، در مقابل مصالح بستن نمیگذاشتید.
میگویند: «بالأخره یقهبستن بهتر است.» یک «بهتربودن» را میگیرند، اما این مفاسد عجیب و غریب مترتب بر آن را رها میکنند.
اهل احتیاط اینطور هستند که در یک قضیۀ ظاهری احتیاط میکنند، اما با یک جریان مخالفت میکنند و در نجف دیدنِ مرحوم آیةاللَه خمینی نمیروند.٥ رسم بر این است که وقتی آقا سید مصطفی از دنیا رفتهاند و ایشان صاحبعزا هستند، کسی که وارد میشود، به دیدنِ ایشان برود. حال چقدر دشمن از این قضیّه سوءاستفاده کرد و بهره و نفع برد؟! چطور میشود که در یک مسئلۀ به این مهمی شخص ←
- ← تلمیذ: ایشان در تصدی قضاء، ذکوریت را شرط ندانسته است.
/
17
