ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
165ولو اینکه آن عقیده واقعاً ضروری نباشد. قائل شدهاند که: اگر انکار او ازروی علم و عمد باشد موجب ارتداد است، و اگر ازروی جهل باشد موجب ارتداد نیست.1
بعضی «انکار ضروری» را در صورت نشو و رشدِ منکِر در دارالإسلام موجب ارتداد میدانند، والاّ موجب نخواهد بود.2 میگویند: حکم ارتداد مستند به صرفِ «انکار ضروری» است، ولو اینکه خود شخص «عالم» به ضرورتِ آن نباشد، إذا نشأ فی دار الإسلام. این عده «علم» را بهصورتِ قید نیاوردهاند، خودِ «انکار ضروری» را و لو مع عدم العلم إذا نشَأ فی دارِ الإسلام موجب ارتداد میدانند؛ زیرا شخص در دارالإسلام رشد یافته است، و ضروریات در آنجا مبرهن و واضح میباشد.3
بعضی میگویند: آن مسئلۀ انکار شده باید «مجمعٌعلیه» باشد.4
بعضی میگویند: اگر آن مسئله عندالمنکِر «یقینی و بدیهی» باشد، برای ارتداد کفایت میکند؛ ولو اینکه مجمعٌعلیه نباشد.5
بعضی انکار را به تکذیب رسالت برگرداندهاند و گفتهاند: بهصرف انکار یک ضروری یا اظهارِ حلیتِ کبیرةٌ مِن الکبائر، حکم به ارتداد و خروج از دین نمیشود؛ بلکه چنانچه ظواهر و قرائن اینطور نشان دهد که آن انکار، در حکمِ تکذیب رسالت است، موجب ارتداد و خروج از دین خواهد بود.6
بعضی مثل صاحب مجمعالبرهان اکتفا به «انکار ضروری» نکرده، بلکه إنکارُ حکمٍ من الأحکامِ أو اعتقادٍ من الاعتقادات، عن عمدٍ و علمٍ، و لو کان غیرَ ضروریٍّ را
- و ٢. جواهر الکلام، ج ٦، ص ٤٦؛ همین کتاب، ص ١٩٦.
- جواهر الکلام، ج ٦، ص ٤٦. تمهیدالقواعد، شهید ثانی، ص ٣٠٧:
«و منها: إذا ادّعی من نشَأ فی دارِ الإسلام مِن المسلمینَ الجهلَ بتحریمِ الزنا و الخمرِ و وجوبِ الصلاةِ و نحوِ ذلک. فإنّه لا یُقبَل قولُه، لأنّ الظاهرَ یُکذّبه، و إن کان الأصلُ عدمَ علمِه بذلک.» - و ٥. جواهر الکلام، ج ٦، ص ٤٦؛ همین کتاب، ص ١٩٦.
- جواهر الکلام، ج ٦، ص ٤٧. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به مجلۀ مطالعات فقه معاصر، سیفاللَه صرامی، شماره ١، انکار ضروری دین و رابطۀ آن با ارتداد (آیةاللَه سید موسی شبیری زنجانی).
