اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ارتداد در اسلام

تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن

1٬410
فقه واصول

کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشته‌جات و دروس خارج فقه آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس‌سرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام را با دیدگاه‌های افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان می‌دهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده‌ است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.

سرای جاوید

ارتداد در اسلام

157
  • پدر را می‌کشت، تا هنگام غروب که نسخ این حکم و اتمام این حکم از جانب پروردگار به حضرت موسی ابلاغ شد.1

  • بررسی اجمالی مبانی اهل‌تسنّن

  • حال ما ابتدا مبانی اهل‌تسنّن را به‌طور اجمال بیان کرده، بعد به سراغ مبانی شیعه خواهیم رفت.

  • مرحوم مجلسی به‌نقل از مروَزی ـ که از اهل‌تسنّن است ـ در تاریخ خودش راجع‌به ارتداد این‌طور می‌فرماید:

  • لم یلبثِ الإسلامُ بعدَ فوتِ النبی صلّی ‌اللَه ‌علیه ‌و آله  فی طوائفِ العربِ إلا فی أهلِ المدینةِ و أهلِ مکةَ و أهلِ الطائفِ و ارتدّ سائرُ الناس.

  • ثم قال: إرتدّت بنو تمیمٍ و الرِّبابِ و اجتمعوا علی مالکِ بنِ نویرةَ الیَربوعی و ارتدّت ربیعةُ کلُّها. و کانت لهم ثلاثةُ عساکرَ: عسکرٌ بالیَمامةِ مع مُسَیلَمةِ الکذّابِ و عسکرٌ مع معرورٍ الشیبانیِّ و فیه بنو شَیبانَ و عامّةُ بکرِ بنِ وائلٍ، و عسکرٌ مع الحَطیمِ العبدی. و ارتدّ أهلُ الیمنِ و ارتدّ الأشعثُ بنُ قَیسٍ فی کِندةَ، و ارتدّ أهلُ مَأرِبَ مع الأسودِ العَنسیِّ، و ارتدّت بنو عامرٍ إلا علقمةُ بنُ عُلاثَة.2

  • راوی می‌گوید: بعد از رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم سایر مردم همه از دین برگشتند.

  • ماجرای حکم ارتداد موهوم خالدبن‌ولید در قتل مالک‌بن‌نویره

  • مالک‌بن‌نویره یکی از اصحاب مهمّ پیغمبر و امیرالمؤمنین بود و همان کسی

    1. تفسیرالقمی، ج ١، ص ٤٧.
    2. بحار الأنوار، ج ٢٨، ص ١١؛ کشف المحجة، ص ١٢٣، به نقل از تاریخ عباس‌بن‌عبد‌الرحیم المروزی. ترجمه:
      «مروزی در کتاب تاریخ خود آورده است: بعد از فوت پیامبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم، اسلام در میان قبایل و طایفه‌های عرب باقی نماند مگر در اهل مدینه و مکه و طائف، و سایر مردم مرتد شدند.
      سپس گفت: بنی‌تمیم و بنی‌رِباب مرتد گشته و بر حول مالک‌بن‌نویرۀ یَربوعی اجتماع نمودند؛ و کل قبیلۀ ربیعه مرتد گشتند که سه لشکر داشتند: لشکری در یَمامه با مُسَیلمۀ کذّاب و لشکری با معرور شیبانی ـ که بنی‌شیبان و تمام قبیلۀ بکر‌بن‌وائل در آن بودند ـ و لشکری با حطیم عبدی.
      و اهل یمن مرتد شدند؛ و اشعث‌بن‌قیس در قبیلۀ کِنده مرتد گشت؛ و اهل مَأرِب با اسود عَنسی مرتد گشتند؛ و بنی‌عامر نیز مرتد شدند مگر علقمةبن‌عُلاثة.» (محقق)
/ 156