ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
144این قضیّه بسیار مشکل و موجب شبهه است که آخر این افراد دیروز در صف جهاد با رسولاللَه و اهل صوم و زکات و انفاق و در صفوف صلاة جماعت معالنبی بودند، و چهبسا حتی رسول خدا آنان را مدح مینمود،1 الآن آخر به چه نحوی و کیفیتی با ابوبکر بیعت کردهاند؟!2
تعبیر عجیب مرحوم علامه طهرانی از قلّت تلامذۀ حقیقی خود
در اینجا مناسب است قضیهای از اوایل انقلاب نقل شود. مراجع، علماء و همۀ مردم در قضایا و مسائل مختلف آن زمان بهعنوان دفاع از دین و اسلام دخالت میکردند. پدر، مادر، زن و فرزندان مردم شهید میشدند و اینها همه برای اسلام و نیت همه خیر و درست بود. کسی که شهید میداد، برای این نبود که در جهنم برود؛ شهید میداد که عملش مرضیّ خدا باشد.3
در این مسئله که نیت مردم واقعاً نیت صالحه بوده، شکی وجود ندارد؛ اما
- البته این مدح، دلالت بر ثبوت و دوام نمیکند.
- الکافی، ج ٨، ص ٢٢٨:
«و بِهذا الإسنادِ عن محمّدِ بنِ سلیمانَ، عن إبراهیمَ بنِ عبدِ اللَهِ الصّوفیّ، قال: حَدّثَنی موسَی بنُ بَکرٍ الواسطیُّ قال قال لی أبوالحسنِ علیه السّلام: ”لو مَیّزتُ شیعتی لم أجدهم إلَّا واصفةً؛ و لوِ امتَحَنتُهم لما وجَدتُهم إلَّا مرتدّین؛ و لو تَمحّصتُهم لما خلَصَ مِنَ الألفِ واحدٌ؛ و لو غَربَلتُهم غَربَلَةً لم یَبقَ منهم إلَّا ما کانَ لی؛ إنّهم طالَ ما اتّکَوا علَی الأرائِکِ فقالوا نحنُ شیعةُ علیٍّ، إنّما شیعةُ علیٍّ مَن صَدّقَ قولَه فِعلُه.“»
ترجمه: «موسیبنبکر از حضرت امام ابوالحسن موسیبنجعفر علیهماالسّلام روایت میکند که فرمود: ”اگر بخواهم شیعیانم را توصیف کنم و حقیقت حالشان را مشخص نمایم آنان را جز افرادی اهل حرف و وصف نمییابم، و اگر امتحانشان نمایم آنان را افرادی جز مرتد نمییابم، و اگر آنان را از عیوب خالص نمایم از هزار نفر یکی خالص نمیگردد، و اگر غربالشان نمایم جز آنان که خاصان من هستند، فردی باقی نمیماند. آنان دیر زمانی است که بر اریکهها تکیه زده و میگویند: ما شیعیان علی علیه السّلام هستیم. این است و جز این نیست که شیعۀ علی کسی است که عمل وی سخنش را تصدیق نماید.“» (محقق) - البته این هم بهجای خود محفوظ است که بعضی نیز ابنالوقت بودند و از این موقعیت سوءاستفاده کردند.
