اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ارتداد در اسلام

تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن

1٬410
فقه واصول

کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشته‌جات و دروس خارج فقه آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس‌سرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام را با دیدگاه‌های افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان می‌دهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده‌ است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.

سرای جاوید

ارتداد در اسلام

143
  • تستیقِظَ مِن نومةِ الغَفلةِ؟! ارجعوا فلا حاجةَ لی فیکم! أنتم لم تطیعونی فی حَلقِ الرّأسِ، فکیف تُطیعونی فی قتالِ جبالِ الحدیدِ؟! ارجعوا فلا حاجةَ لی فیکم!“»1

  • این ارتداد بر کفر متعارفِ اصطلاحی و حکم به بینونیت در زوجیت و تقسیم اموال دلالت نمی‌کند و «ارتدّ» در اینجا به معنای برگشت از آن حقیقت است.

  • جالب است که امام صادق علیه السّلام می‌فرماید: همۀ مردم کافر شدند «إلّا ثلاثًا: سلمانُ و المقدادُ و أبوذرٍّ الغِفاریُّ.» عمّاربن‌یاسر رفت و صبح نیامد. ترسید و لابد مقداری هم داشت فکر می‌کرد. بعدازظهر برگشت، حضرت با دست به سینۀ او زد و فرمود: «ما لکَ أن تستیقِظَ مِن نومةِ الغَفلةِ؛ آیا وقت آن نرسیده که از خواب غفلت بیدار شوی؟!»

  • ما فقط یک عمّاری می‌شنویم، اما اگر آن کثرتِ استیعاب‌کننده‌ای که همۀ مردم را به یک‌سو می‌کشاند، جریان پیدا کند، دیگر بسیار عجیب است که برای هر فردی شبهه پیدا نشود و حتی عمار با آن همه مجاهداتش را دچار اشکال نکند.

    1. بحارالأنوار، ج ٢٨، ص ٢٥٩؛ الاختصاص، ص ٦. ترجمه:
      «هنگامی که پیامبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم از دنیا رفت، مردم به گذشتۀ خود بازگشت نموده و کافر شدند مگر سه نفر: سلمان و مقداد و ابوذر غفاری. زمانی که روح از بدن رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم مفارقت نمود چهل مرد به نزد علی‌بن‌ابی‌طالب علیه السّلام آمدند و عرض کردند: ”قسم به خدا دستِ اطاعت به احدی بعد از تو نمی‌دهیم.“
      حضرت فرمود: ”چرا؟“ گفتند: ”به‌خاطر آنچه که ما از رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم راجع‌به تو در روز غدیر شنیدیم.“
      حضرت فرمود: ”و به آنچه شنیدید، عمل می‌کنید؟“ گفتند: ”بله.“
      حضرت فرمود: ”اگر چنین است، فردا با سر تراشیده به نزد من آیید.“
      فردای آن روز کسی غیر از آن سه نفر به نزد امیرالمؤمنین علیه السّلام نیامد، و عمّاربن‌یاسر نیز بعد از ظهر به نزد حضرت آمد. حضرت دست خود را بر سینۀ عمّار زده و سپس فرمود: ”آیا وقتِ آن نرسیده است که از خواب غفلت بیدار شوی؟! برگردید که من به شما احتیاجی ندارم؛ شما در تراشیدنِ سر از من اطاعت نکردید، چگونه در جنگ با کوه‌های آهن از من اطاعت می‌کنید؟! برگردید که من به شما نیازی ندارم!“» (محقق)
/ 693