ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
142روایات باب دهم وسائلالشیعه: «بابُ جملةٍ ممّا یَثبُت به الکفرُ و الإرتداد»
و اما روایت اول از باب دهم که از امام رضا علیه السّلام است:
مَن شَبَّه اللَهَ بخلقِه فَهوَ مُشرکٌ و مَن نَسَبَ إلیهِ ما نَهیٰ عَنهُ فَهُو کافرٌ.1
روایت سوم نیز از امام رضا علیه السّلام است:
مَن وصَف اللَه بوجهٍ کالوجوهِ فقد کفَر.2
خروج موضوعی روایات مثبِت کفر باطنی در باب دهم از مبحث ارتداد
این روایت درست مانند روایت اول بر کفر دلالت میکند، اما نه کفری که در مبحث ارتداد مقصود است.
خروج موضوعی روایتِ «ارتد الناس بعد النبی إلا ثلاثة» از مبحث ارتداد
روایات باب دهم مانند این روایتِ صحیحالسّند از اختصاص است که در عدم ارتداد مصطلح در مقام ثبوت و اثبات به کار میآید:
عدّةٌ مِن أصحابِنا، عنِ ابنِ الولیدِ، عنِ الصّفّارِ، عن محمّدِ بنِ الحسینِ، عن موسی بنِ سعدانَ، عن عبدِ اللَهِ بنِ القاسمِ الحضرَمیِّ، عن عمرو بنِ ثابتٍ، قال سَمِعتُ أباعبدِاللَهِ علیه السّلام یقول:
«إنّ النّبیَّ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم لمّا قُبِضَ ارتَدَّ النّاسُ علی أعقابِهِم کُفّارًا إلّا ثلاثًا: سلمانُ و المقدادُ و أبوذرٍّ الغِفاریُّ. إنّه لمّا قُبِضَ رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم جاءَ أربعون رجُلًا إلی علیِّ بنِ أبیطالِبٍ علیه السّلام فقالوا: ”لا و اللَهِ لا نُعطی أحدًا طاعةً بعدَک أبدًا.“ قال: ”و لمَ؟“ قالوا: ”إنّا سمِعنا من رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم فیکَ یومَ غدیرِ [خُمٍ].“ قال: ”و تفعلون؟“ قالوا: ”نعم.“ قال: ”فأتونی غَدًا مُحَلِّقینَ.“ قال فما أتاهُ إلّا هؤلاءِ الثّلاثةُ. قال: و جاءهُ عمّارُ بنُ یاسِرٍ بعدَ الظهرِ. فضَرَبَ یدَهُ علی صدرِه، ثم قال له: ”ما لکَ أن
- وسائلالشیعه، ج ٢٨، ص ٣٣٩. ترجمه:
«کسی که خداوند را به مخلوقش تشبیه کند مشرک است؛ و کسی که چیزی را به خدا نسبت دهد که از نسبتدادنش نهی شده، کافر است.» (محقق) - همان، ص ٣٤٠. ترجمه:
«کسی که خداوند را به داشتنِ وجه و صورتی مانند وجوهِ موجودات وصف کند، کافر شده است.» (محقق)
- وسائلالشیعه، ج ٢٨، ص ٣٣٩. ترجمه:
