ارتداد در اسلام
تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن
کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشتهجات و دروس خارج فقه آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّسسرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهلبیت علیهمالسلام را با دیدگاههای افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان میدهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.
ارتداد در اسلام
139استاد: در بحث ارتداد فرع یا اصل مهم نیست؛ زیرا ممکن است انکار فرعی از فروع مثل صلاة و صوم موجب انکار اصل رسالت شود. بحث این است که شخص یک امر ضروری از ضروریات دین را بهنحوی انکار کند که موجبِ انکارِ رسالت شود. اگر انکارِ شخص موجب انکار رسالت نشود و مثلاً بگوید: «نتیجۀ تحقیق من در روایات این است که نماز وجوب ندارد» در این صورت او را نمیکشند و در مقابل، این همه ادله از روایات و آیات قرآن را به او ارائه میدهند.
محصّل مطلب آنکه در اصطلاح شیعه، امامت از ضروریات دین است، و در مکتب اهلتسنّن از ضروریات نیست. حال اگر یک نفر از شیعه انکار امامت کرد، انکار ضروری کرده است و این از انکار نماز بدتر است؛ اما درعینحال با او باید با براهین و ادلۀ واضحه بحث کرد تا اگر معاند نباشد، بپذیرد. ممکن است شخص مستضعف بوده، اصلاً فهمش به امامت و حتی ضرورت حج و امربهمعروف هم نرسد، و لذا نمیتوان احکام ارتداد را بر چنین شخصی بار کرد؛ و تمام این مطالب مربوط به مقام اثبات است و باید ثابت شود.
روایات باب هفتم وسائلالشیعه: «بابُ حکمِ من شتَم النبیَّ صلّی اللَه علیه و آله أوِ ادَّعی النبوّةَ کاذِباً»
باب هفتم روایاتی در مورد شتم است.1 اصلِ روایت اول در کافی و سند آن صحیح است:
عن علیِّ بنِ إبراهیمَ، عن أبیه، عن ابنِ أبیعُمَیرٍ، عن هشامِ بنِ سالمٍ، عن أبیعبدِاللَهِ علیه السّلام، أنّه سُئِلَ عمّن شتَم رسول اللَه فقال علیه السّلام: «یقتُله الأدنیٰ فالأدنیٰ قبلَ أن یُرفَعَ إلی الإمامِ.»2
طبق این روایت قتل چنین شخصی مبتنی بر «الأدنیٰ فالأدنیٰ» است. یعنی قبل
- وسائلالشیعه، ج ٢٨، ص ٣٣٧.
- همان. ترجمه:
«از امام صادق علیه السّلام راجعبه کسی که به رسول خدا صلّی اللَه علیه وآله دشنام داده باشد، سؤال شد. حضرت فرمود: ”قبل از اینکه به نزد امام برسد، نزدیکترین فرد به وی، او را میکشد و اگر نشد نزدیکترین فردِ بعدی.“» (محقق)
