اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ارتداد در اسلام

تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن

1٬410
فقه واصول

کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشته‌جات و دروس خارج فقه آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس‌سرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام را با دیدگاه‌های افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان می‌دهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده‌ است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.

سرای جاوید

ارتداد در اسلام

136
  • کردند، منتها از اعتقاداتشان دست برنداشتند. عبداللَه‌بن‌سبأ نیز همین‌طور بوده است.1

  • روایت هفتم از امام حسن عسکری علیه‌السّلام است که آن حضرت در نامه‌ای دربارۀ غلاة به برخی از اصحاب خود می‌فرماید:

  • و إن وجَدتَ مِن أحَدٍ منهم خلوةً فاشدَخ رأسَهُ بالصَّخرةِ!2

  • این روایت نیز از مسائلی است که باید در مبحث ارتداد مورد دقت قرار گیرد؛ چراکه ارتداد مطالب بسیار متفاوتی دارد و افراد تحتِ عناوین مختلفی، مورد آن قرار می‌گیرند:

  • کسانی که احکام ظاهری را انکار می‌کنند؛

  • افرادی که اعتقاداتی مانند ولایت و امامت ائمه علیهم السّلام را مردود می‌دانند؛

    1. رجال الکشی، ص ١٠٦:
      «عن أبی‌جعفرٍ علیه السّلام: أنّ ‌عبداللَهِ بنَ سبإٍ کانَ یَدّعی النّبوةَ و یَزعُمُ أنّ أمیرَالمؤمنینَ علیه السّلام هو اللَه تعالیٰ عن ذلک. فبلَغ ذلک أمیرَالمؤمنینَ علیه السّلام فَدعاهُ و سَألَهُ فَأقرَّ بذلک و قال: ”نعم، أنت هو و قد کانَ أُلقِیَ فی رُوعی أنّک أنت اللَه و أنّی نبیٌ.“ فقال له أمیرُالمؤمنینَ علیه السّلام: ”ویلک قد سَخِرَ منکَ الشّیطانُ فَارجِع عن هذا! ثَکِلَتک أُمُّک و تُب!“ فأبیٰ فَحبَسه و استَتابَهُ ثلاثةَ أیّامٍ فلم یتُب، فأحرَقه بالنّارِ و قال: ”إنّ الشّیطانَ استَهواهُ فکان یَأتیه و یُلقی فی رُوعِه ذلک.“»
      ترجمه: «عبداللَه‌بن‌سبأ ادعای نبوت می‌نمود و امیرالمؤمنین علیه السّلام را خدا می‌دانست، که خداوند متعال از چنین عقیده‌ای منزه است. خبر به امیرالمؤمنین علیه السّلام رسید، پس حضرت او را خواست و از او سؤال نمود. عبداللَه به عقیده‌اش اعتراف کرد و گفت: ”بله، تو همو هستی! بر قلبم القا شده است که حقاً تو اللَه هستی و من نیز پیغمبری هستم.“ پس امیرالمؤمنین علیه السّلام به او فرمود: ”وای بر تو، شیطان تو را به سخریه و استهزاء گرفته است! مادرت به عزایت بنشیند! از این عقیده برگرد، و توبه کن!“ عبداللَه ابا کرد و نپذیرفت. حضرت او را زندانی نمود و سه روز از او خواست تا توبه کند اما توبه نکرد. پس او را به آتش سوزاند و فرمود: ”به‌تحقیق که شیطان عقل و ادراک او را ربوده بود و نزد او می‌آمد و در دل او این مطالب را القا می‌نمود.“» (محقق)
    2. همان، ص ٣٣٧، روایت هفتم از «باب حکمِ الغُلاةِ و القَدَریّة». ترجمه:
      «و اگر احدی از آنان را در خلوتی یافتی، (حسابش را برس و) سرش را با سنگ بشکن!» (محقق)
/ 177