اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ارتداد در اسلام

تبیین جایگاه ارتداد در اسلام و احکام مترتبه بر آن

1٬410
فقه واصول

کتاب حاضر، دربرگیرندۀ مبانی و مباحث تحلیلی پیرامون مسئلۀ ارتداد در دین مبین اسلام است. این اثر که برگرفته از نوشته‌جات و دروس خارج فقه آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس‌سرّه) است، ارتداد را از منظر عقلی، فطری و فقهی تحلیل کرده و تفاوت نگاه مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام را با دیدگاه‌های افراطی و تفریطی در مقولۀ آزادی اندیشه و بیان نشان می‌دهد. مؤلف در این اثر، مسائل مهمی نظیر تفاوت ارتداد ملی و فطری، نقش علم و عقل و عناد در تحقق موضوع ارتداد و... را در کنار مباحث کلامی و تاریخی بررسی کرده‌ است. این کتاب با ساختاری موضوعی در یک مقدمه و ۹ فصل تدوین شده است.

سرای جاوید

ارتداد در اسلام

135
  • 1

  • تلمیذ: این حکم از مبحث ارتداد خارج است؛ چراکه این حکم نسبت به غالیانی است که سابقاً مسلمان نبودند تا بخواهند مرتد شوند. زیرا آنها از هندوستان آمده بودند، و اهل هندوستان2 در آن زمان اصلاً مسلمان نبودند.

  • استاد: خیر، آنها مسلمان بودند و روایات دیگری نیز غیر  از این روایتِ اهالی «زُطّ» هندوستان وجود دارد که حضرت همین حکم را فرموده‌اند.

  • بنابراین، درست است که روایت دوم می‌فرماید آنها اهل زطّ هندوستان بوده‌اند، ولی مدینه در آن موقع بسیار بزرگ بوده و افراد زیادی حتی از زنج و سودان و آفریقا می‌آمدند و در مدینه زندگی می‌کردند. شخص یک‌دفعه از هند نمی‌آید نزد حضرت ادعا کند و برود.

  • تلمیذ: سابقاً نظر جنابعالی نسبت به غلاة این بود که بعضی از آنها اهل عرفان و سلوک و مبارزه با نفس بودند و انکشافات باطنی داشتند و مسائلی را ادراک می‌کردند.

  • استاد: بله، پافشاری آنها بی‌جهت نبوده است؛ می‌فهمیدند و ادراکاتی داشتند، ولی بین ظهور و مظهریت خلط می‌نمودند. به همین دلیل هم حضرت آنها را متوجه

    1. ← قال: «فإنّه رسولُ اللَه.» قالوا: «لا نعرِفه بذلک؛ إنما هو أعرابیٌّ دعا إلیٰ نفسه!»
      فقال: «إن أقررتم و إلّا لأقتُلنَّکم!» قالوا: «و إن فعَلت!»
      فوکَّل بهم شرطةَ الخمیس، و خرَج بهم إلی الظَهرِ ظَهرِ الکوفة، و أمَر أن یحفِرَ حفرتین، و حفَر إحداهما إلیٰ جنب الأُخری، ثم خرَق فیما بینهما کوّةً ضخمة شبهَ الخوخة، فقال لهم: «إنّی واضِعُکم فی إحدیٰ هذین القلیبین و أُوقِد فی الأُخری النار فأقتُلکم بالدخان!»
      قالوا: «و إن فعَلت فإنّما تقضی هذه الحیاةَ الدنیا!» فوضَعهم فی إحدی الجُبَّین وضعًا رفیقًا، ثمّ أمَر بالنار فأُوقدَت فی الجُبِّ الآخر، ثمّ جعَل ینادیهم مرةً بعدَ مرةً: «ما تقولون؟» فیجیبونه: «اِقض ما أنت قاض!» حتی ماتوا.
      همچنین مرحوم علامه امینی در الغدیر، ج ٧، ص ٢١١ راجع‌به مطلب می‌فرمایند:
      و أما فعلُ أمیرِالمؤمنین علیه السّلام بعبدِاللَهِ بنِ سبأ و أصحابِه فلم یکن إحراقًا ولکن حفر لهم حفائر، وخرق بعضَها إلی بعضٍ، ثمّ دخن علیهم حتی ماتوا. (محقق)
    2. همان، ص ٣٣٥، روایت دوم از «باب حکمِ الغُلاةِ و القَدَریّة».
/ 177